فهرست کتاب


برهان قاطع، پیرامون قیامت (جلد دوم)

علی اکبر سیفی‏

وجه تسمیه

هر یک از معانی لغوی کلمه الحاقه که ذکر شده است، در وجه نامگذاری قیامت به این واژه می تواند دخیل بوده باشد. که به ترتیب فوق ذکر می کنیم.
1- زمان قیامت ثابت و غیر قابل تغییر است، که فرمود:
قل لکم میعاد یوم لا تستأخرون عنه ساعه و لا تستقدمون:(119) ای پیامبر به مردم بگو که: روز معینی برای شما وعده گاه قیامت است و زمان آن ثابت بوده و هرگز لحظه ای تقدیم و تاخیر ندارد. و این معنا از وجوه نامگذاری قیامت به اسم الحاقه می باشد.
2- در قیامت حقایق وجود اشیاء و کنه آنها ظاهر و منکشف می شود. چرا که نظام مادی دنیا، مانند پرده ای ضخیم، مانع مشاهده حقیقت و بواطن اعمال و صفات و عقائد ما است. و این پرده با رخداد تحول بزرگ قیامت کنار رفته و نظام هستی جدید بر موجودات عالم حاکم گشته که آن حیات جاوید اخروی می باشد، لذا در قیامت خطاب به مشرکان و گناهکاران گفته می شود:
لقد کنت فی غفله من هذا فکشفنا عنک غطاءک فبصرک الیوم حدید(120) عده ای از مفسرین مثل مرحوم علامه طباطبائی قائل هستند که مقصود از غطاء همان نظام مادی دنیا است که با تبدل به نظام هستی آخرت کنار رفته و حقائق وجود اشیاء منکشف می شود. این مطلب بحث مفصل و مستقلی را می طلبد که ما در جلد اول مبحث مکان قیامت اجمالا به آن اشاره نمودیم.
مفسر نامبرده از آیه شریفه و برزوا لله الواحد القهار(121) همین معنا را استظهار نموده است.
اینکه در آیات شریفه قرآن آمده، انسان عمل خود را در قیامت یافته و مشاهده می کند، مقصود این است که حقیقت وجود کرده هایش در آنجا آشکار شده و دیده می شود. و این مطلب در مبحث معاد به طور مفصل مطرح خواهد شد. انشاء الله.
بنابراین یکی از وجوه تسمیه قیامت به نام الحاقه همین است که در بردارنده حقائق و بواطن و کنه اشیاء است.(122) کما اینکه در معنای دوم از معنای لغوی این لفظ توضیح دادیم.
3- رخداد قیامت امری ضروری و یقینی بوده و تحقق آن شک بردار نیست.
در آیات بسیاری تصریح به این حقیقت شده است، که به عنوان نمونه یکی از آنها را اینجا ذکر می کنیم. فرمود:
و ان الساعه آتیه لا ریب فیها:(123) و قیامت قهرا برپا خواهد شد و رخداد آن هرگز شک بردار نیست.
و این خصوصیت در معنای لغوی لفظ الحاقه لحاظ شده است که در شماره سوم ذکر کردیم.
4- چهارمین معنای کلمه الحاقه کاشف و ظاهر کننده است که رخداد قیامت پرده از حقائق اشیاء برداشته و کنه مخفی آنها را آشکار و برملا می سازد، کما اینکه در آیه 42 از سوره ق و آیه 48 از سوره ابراهیم بیان شده است.
5- معنای پنجم کلمه الحاقه به فعلیت رساننده قابلیتها است. و قیامت روز جلوه استحقاق هر فرد بر حسب شایستگی می باشد که در دنیا با کردار و رفتار خود کسب کرده است. چه شایستگی نعمت و ثواب، یا استعداد نقمت و عذاب. که فرمود:
لها ما کسبت و علیها ما اکتسبت(124) استعداد و شایستگی هر یک از ثواب و عقاب را که انسان در دنیا با اعمال و صفات و عقائدش کسب کرده است همان برایش در آخرت ثابت است. و فرمود:
کل نفس بما کسبت رهینه:(125) هر کسی در قیامت در گرو استعداد و شایستگی است که در دنیا با کردار و رفتار خود آماده کرده است.
و در یک جمله قیامت روز فعلیت پیدا کردن استحقاقهای مختلف است که شامل درجات مختلف نعمت و کمال و درکات گوناگون عذاب و آتش می شود.
لذا راغب در مفردات وجه نامگذاری قیامت به عنوان الحاقه را چنین بیان می کند: لانه یحق فیه الجزاء: چون قیامت روز جلوه استحقاق جزاء است. و در قاموس چنین تعلیل کرده است که: تحق القیامه لکل قوم علمهم: قیامت استحقاق و شایستگی هر کس را برای ثواب یا عقاب بر اساس کردار و رفتارش جلوه داده و به فعلیت می رساند.
6- ششمین معنای کلمه الحاقه روز نزاع و محاکمه است که همه انسانها در آن روز مورد محاکمه پروردگار متعال قرار می گیرند. فرمود:
یوم یجمع الله الرسل فیقول ماذا أجبتم:(126) قیامت روزی است که خداوند متعال پیامبران را گرد آورده و از آنان می پرسد که مردم چه پاسخی در مقابل دعوت شما داده اند.
و نیز ستمکاران و گمراهان به همین منظور تحت محاکمه پروردگار متعال قرار می گیرند. که فرمود:
و یوم ینادیهم فیقول ماذا أجبتم المرسلین:(127) قیامت روزی است که خالق قادر خطاب به گناهکاران و ستمگران می فرماید چه پاسخی به فرستادگان ما داده اید.
بلکه دوستان انسان در قیامت با او به دشمنی و ستیزه و مخاصمه بر می خیزند. که فرمود:
الاخلاء یومئذ بعضهم لبعض عدو الا المتقین:(128) دوستان در آنروز دشمن همدیگر شده و با هم به ستیزه برمی خیزند.
وقتی در قیامت اعضاء و جوارح انسان علیه انسان شهادت داده و انسان با آنها به مشاجره و مخاصمه برخاسته که چرا علیه من شهادت داده اید و مرا رسوای خاص و عام کردید. و آنها در پاسخ می گویند، به اجازه و قدرت خداوند جرأت اعتراض و سخن پیدا کرده ایم.
و قالوا لجلودهم لم شهدتم علینا قالوا. أنطقنا الله الذی أنطق کل شی ء:(129) مجرمین و گنهکاران به پوست بدن خود اعتراض می کنند که چرا علیه ما شهادت داده اید.
آنها در پاسخ می گویند آن خدائی که همه موجودات را در قیامت به سخن آورده همان خدای قادر مطلق امروز ما را به سخن آورده است.
و نیز انسان در مقابل بازخواست و محاکمه مامورین الهی از خود دفاع نموده و برای اثبات بیگناهی خویش با آنان به مجادله می پردازد. فرمود:
یوم تأتی کل نفس تجادل عن نفسها:(130) به یاد آورید قیامت را که در آن روز هر کس می آید برای دفاع از خودش با ماموران ما به مجادله می پردازد.
در قیامت ستمکاران مستکبر با پیروان فریب خورنده و مستضعف خود به مخاصمه و مشاجره بر می خیزند، و هر کدام گناه خود را به گردن دیگری می اندازد.
و لو تری اذ الظالمون موقوفون عند ربهم یرجع بعضهم الی بعض القول(131) بیان این آیه در مبحث یوم التغابن گذشت.
بنابراین چون قیامت روز مخاصمه و مجادله و محاکمه تبهکاران و مشرکان است به عنوان الحاقه نامگذاری شده است.
7- هفتمین معنای کلمه الحاقه احاطه کننده و در بر گیرنده است که از خصوصیات قیامت است لذا به عنوان یوم محیط و الغاشیه و الطامه الکبری(132) نامیده شده است. محیط یعنی احاطه کننده و الغاشیه یعنی در بر گیرنده. و الطامه الکبری یعنی بزرگترین رخداد ناگوار و شدیدترین مصیبتی که کسی از آن مستثنی نیست.

یوم الحساب

و قال موسی انی عذت بربی و ربکم من کل متکبر لا یؤمن بیوم الحساب:(133) حضرت موسی (ع) در مقابل فرعون و طرفداران فریب خورده اش فرمود، من از هر شخص متکبری که روز حسابرسی اعمال را باور و اعتقاد ندارد، به پروردگارم پناه می برم.
و نیز در آیات (16 - 26 - 53) سوره ص قیامت به این نام برده شده است.

تحقیق لغوی

واژه الحساب در لغت به سه معنی آمده است:
1- مصدر فعل حسب یحسب به معنای شمردن(134) هر چیز و یا شمردن به عدد(135) و شمارش دانه دانه و فرد فرد، به طور کامل(136) است و همین معنی در حدیث راجع به تسبیح فاطمه زهرا (س) مقصود است که آمده:
من سبقت أصابعه لسانه حسب له(137) یعنی هر کسی که زبانش یک تکبیر گفت ولی با انگشت دو دانه یا بیشتر تسبیح برداشت به تعداد دانه های تسبیح - که اضافه بر تکبیر لفظی است - برای او ثواب شمرده می شود.
2- مصدر دوم(138) باب مفاعله و به معنای محاسبه و بررسی و کنترل و یا زیر سوال بردن است.
در آیه 284 سوره بقره می خوانیم:
ان تبدوا ما فی انفسکم أو تخفوه یحاسبکم به الله(139) یعنی خداوند متعال به خاطر تصمیمات و نیات قلبی شما را زیر سوال می برد. چه اینکه اظهار کنید و یا در دل مخفی نگاه داشته باشید.
و نیز در حدیثی از رسول خدا (ص) نقل شده که در وصیت به ابی ذر فرمود: حاسب نفسک قبل أن تحاسب فهو أهون لحسابک غداً و زن نفسک قبل أن توزن:(140) ای اباذر خود را کنترل و کارهایت را محاسبه کن قبل از آنکه مامورین الهی در قیامت تو را زیر سوال ببرند چرا که حساب اینجا آسانتر از حساب فردای قیامت است و قبل از آنکه در قیامت کارهایت در ترازوی عدل الهی سنجیده شود خود را مورد سنجش قرار بده.
3- کفایت کردن و از عهده بر آمدن. در صحاح و قاموس آمده: شی ء حساب ای کاف.
بعضی نوشته اند که برای ماده حساب چهار بلکه هفت معنی در لغت ذکر شده ولی خلاف مقتضای تحقیق است زیرا سایر معانی از مواد دیگر اخذ شده است مانند معانی اندازه و مقدار و مفاخر آباء و اجداد و جزم و یقین و عذاب، که از مواد حسْب(141) و حسَب(142) و حِسبان(143) و حُسبان(144) می باشد.
و آنچه از معانی که مربوط به ماده حساب است همین سه معنا می باشد که ذکر نموده ایم.
و می توان گفت که ماده حساب برای معنای جامع بین این سه معنا وضع شده است. یعنی شمارش کافی و نهائی با بررسی و کنترل دقیق برای تعیین مقدار عمل و ارزش آن.
و همین معنای جامع در آیه شریفه جزاء من ربک عطاء حسابا(145) مقصود است. یعنی نعمتهای فراوان و بی پایان بهشت جزافی و بدون حساب به مؤمنین داده نشده بلکه تحت کنترل و محاسبه دقیق بوده و بعد از شمارش دقیق و بررسی نهائی این نعمتها را به آنان داده ایم.
آنچه از خصوصیات که در بیان معنای لغوی واژه حساب بیان کرده ایم، وجه تسمیه قیامت به این نام را تشکیل می دهد.
چرا که در قیامت تمام کارهای انسان مورد حسابرسی و کنترل دقیق پروردگار توانا قرار می گیرد.
کوچکترین کارها که در نظر ما ناچیز است مورد بررسی و شمارش مأمورین الهی قرار می گیرد.
فرمود: و نضع الموازین القسط لیوم القیامه فلا تظلم نفس شیئا و ان کان مثقال حبة من خردل أتینا بها و کفی بنا حاسبین:(146) وسائل و معیارهای سنجش اعمال را در قیامت جهت کنترل و بررسی کرده های بشر نصب می کنیم. و به کسی در حساب هیچ عملی ظلم نشده بلکه کوچکترین کارها - حتی اگر به اندازه دانه خردل هم ناچیز بوده باشد - آنرا احضار کرده و به حساب می آوریم. و ما در این حسابرسی دقیق از توانائی کامل برخوردار بوده و به کسی نیاز نداریم.
و فرمود: لا یغادر صغیرة و لا کبیرة الا أحصاها(147) گناه کوچک باشد یا بزرگ از جهت شمارش برای ذات قادر مطلق فرقی نکرده و هیچکدام آنها از قلم نمی افتد.
ریشه لغوی فعل أحصی کلمه الحصی به معنی سنگریزه است. یعنی مانند شمارش دانه های سنگریزه همه گناهان، ریز و درشت به شمارش آمده و حساب می شود.
حتی ممکن است خیلی از گناهان را انسان فراموش کرده و هیچ به یادش نمانده باشد. ولی همه آنها مورد شمارش کامل و حسابرسی دقیق پروردگار عادل قرار خواهد گرفت. که فرمود:
یوم یبعثهم الله جمیعا فینبئهم بما عملوا، أحصاه الله و نسوه و الله علی کل شی ء شهید:(148)
روزی که خالق سبحان همه انسانها را بر می انگیزد - یعنی قیامت - آنها را از آنچه کرده اند خبر می دهد. خدای توانا آنچه از کارها که انسان در طول زندگی دنیا انجام داده است همه را شمرده، در حالی که انسان بسیاری از آنها را به دست فراموشی سپرده است.
با این بیان روشن گشت که چرا قیامت به یوم الحساب نامگذاری شده است.