فهرست کتاب


برهان قاطع، پیرامون قیامت (جلد دوم)

علی اکبر سیفی‏

یوم التناد

و یا قوم انی أخاف علیکم یوم التناد. یوم تولون مدبرین:(71) مؤمن آل فرعون خطاب به پیروان فرعون قبطیان و بنی اسرائیل که اعتنا به سخنان و نصایح حضرت موسی (ع) نمی کردند، چنین هشدار داد: ای مردم می ترسم بر شما از روز فریاد و فرار قیامت، روزی که شما از شدت عذاب آن پا به فرار می گذارید و با داد و فریاد یاری می طلبید.
کلمه التناد از باب تفاعل است. و به تشدید دال معنایش فرار از همدیگر است. و به تخفیف دال معنای آن صدا زدن و فراخوانی یکدیگر می باشد.
هر یک از این دو معنی در آیه شریفه احتمال داده شده است.
در صورت اول: وجه تسمیه قیامت به این نام از این جهت است که افراد از شدت عذاب و سختی حوادث مهیب قیامت از هم می گریزند و هر کس به فکر چاره خود است. کما اینکه در مجمع البحرین(72) و مفردات(73) تصریح شده است. فرمود:
یوم یفر المرء من اخیه و امه و ابیه و صاحبته و بنیه لکل امرء منهم یومئذ شأن یغنیه:(74) قیامت روزی است که از شدت سختی و عذاب آن انسان از پدر و مادر و فرزند و برادر و دوست صمیمی که نزدیکترین افراد به او هستند فرار می کند چرا که هر غرق در سختیها و شداید قیامت بوده و با مشکلات آن مواجه می باشند لذا اعتنائی به همدیگر ندارند.
فاذا برق البصر و خسف القمر و جمع الشمس و القمر یقول الانسان یومئذ أین المفر:(75) قیامت زمانی بر پا می شود که چشم از حوادث هولناک خیره شده و ماه نورش را از دست داده و خورشید و ماه به هم تصادم کرده و اجزاءشان در هم شده و با هم نورشان گرفته شود در آن روز انسان به دنبال راه رهائی و فرار از عذاب فریاد بر می آورد ای وای کجا پناه ببرم؟!
یا ایها الناس اتقوا ربکم ان زلزله الساعه شی ء عظیم یوم ترونها تذهل کل مرضعه عما أرضعت و تضع کل ذت حمل حملها:(76) ای مردم از معصیت پروردگارتان پرهیز کنید که زلزله روز قیامت حادثه بزرگی است روزی که در آن می بینی مادر شیرده کودک شیر خوار خود را رها کرده و هر زن باردار از وحشت آن سقط جنین می کند.
در صورت دوم: نامگذاری قیامت به این اسم به خاطر فراخوانی در قیامت است. فراخوانی همه مردگان با دمیدن صور و ندای پروردگار برای سوال و حسابرسی اهل محشر و ندای اهل دوزخ به بهشتیان جهت خلاصی از عذاب و ندای بهشتیان به آنان جهت سرزنش و هر ندا و فراخوانی که بین اهل محشر و فرشتگان و پروردگار در قیامت تحقق می پذیرد. همه اینها از مصادیق تنادی بوده و وجه تسمیه قیامت به این نام می باشد.
فرمود:و استمع یوم ینادی المناد من مکان قریب یوم یسمعون الصیحه بالحق ذلک یوم الخروج:(77) ای پیامبر گوش فرا ده و در نظر داشته باش روزی را که منادی قیامت - اسرافیل - از فاصله ای نزدیک بانگی مهیب بر می آورد. روزی که مردم فریاد حق و رسای برپائی قیامت را می شنوند. آن روز، روز بیرون آمدن مردگان از قبور است.
در قیامت به هر امت ندا شده و سوال می شود که چه پاسخی به دعوت انبیاء داده اند. فرمود:
یوم ینادیهم فیقول ماذا أجبتم المرسلین:(78) روزی که پروردگار متعال به اهل محشر بانگ برآورده و سوال می فرماید: چه پاسخی به پیامبران و فرستادگان ما داده اید؟ در قیامت خداوند به کفار ندا می دهد و می پرسد: کجایند قدرتمندان و یاوران و طرفداران شما که در دنیا به آنان تکیه داشتید؟
و یوم ینادیهم فیقول این شرکائی الذین کنتم تزعمون:(79) روزی که ذات اقدس احدیت به مشرکین و کفار بانگ برآورده و می فرماید کجایند آن شرکایی که برای من می پنداشتید؟
و در تفسیر عیاشی روایتی به امام صادق (ع) استناد داده شده که فرمود: یوم التناد یوم ینادی اهل النار اهل الجنه أن أفیضوا علینا من الماء:(80) یوم التناد روزی است که اهل دوزخ به بهشتیان ندا می دهند، مقداری از آب بر سر ما بریزند تا از حرارت و اشتعال آتش کاسته شود.

یوم ثقیل

ان هولاء یحبون العاجله و یذرون وراءهم یوما تقیلا:(81)
گنهکاران از خدا بی خبر دل به منافع و مطامع زودگذر دنیا بسته و روز سنگین و دشواری به دنبال خود می گذارند.
کلمه ثقیل صفت مشبهه و به معنی سخت و دشوار است. و سنگینی از جهت وزن مقصود آیه شریفه نیست بلکه مقصود دشواری و سختی است. کما اینکه مرحوم سید رضی می گوید: و المراد بالیوم الثقیل ههنا استثقاله من طریق الشده و المشتقه لا من طریق الاعتماد بالاجزاء الثقیله:(82) مقصود از یوم الثقیل در اینجا سنگینی از جهت دشواری و سختی است نه از جهت سنگینی وزن.
معنای مقصود از این کلمه در آیه شریفه مورد بحث به سه معنای ذیل می باشد.
اول: سخت و دشوار کما اینکه یکی از نامهای قیامت یوم عسیر است، که فرمود: فاذا نقر فی الناقور فذلک یومئذ یوم عسیر علی الکافرین غیر یسیر هنگامیکه شیپور برپائی قیامت به صدا در آید آن روز، روز سختی است، هرگز بر کافران آسان نیست.
سختی روز قیامت جنبه های گوناگون دارد.
الف: در دو عذاب جسمانی که تحمل آن برای انسان دشوار است. تحمل آتشی سوزان با آن حرارت شدید و شعله غیر قابل توصیف چه تناسبی با گوشت و پوست و استخوان بدن ضعیف انسان دارد؟! و حتی تصور این معنی انسان را رنج می دهد. و اگر باور داشته باشد او را از هر گناهی باز خواهد داشت.
ببینید مولای متقیان امیرالمومنین علی (ع) چگونه این حقیقت را با ناله و تضرع به درگاه پروردگار متعال ترسیم می نماید.
و أنت تعلم ضعفی عن قلیل من بلاء الدنیا و عقوباتها و ما یجری فیها من المکاره علی اهلها علی ان ذلک بلاء و مکروه قلیل مکثه فکیف احتمالی لبلاء الاخره و هو بلاء تطول مدته و یدوم مقامه... . و لا یخفف عن اهله... و هذا ما لا تقوم له السموات و الارض...
ام کیف یحرقه لهیبها و أنت تسمع صوته و تری مکانه ام کیف یشتمل علیه زفیرها و أنت تعلم ضعفه ام کیف یتقلقل بین اطباقها ام کیف تزجره زبانیتها.(83)
خدایا تو از ناتوانی من در مقابل سختیها و مصیبات دنیا آگاهی با اینکه سختیهای آن زودگذر است. پس چگونه احتمال عذاب و درد آخرت را بدهم، در حالی که بلاء و سختی آخرت تمام شدنی نبوده و هرگز از شدت آن کم نخواهد شد. و این سختی و عذاب به حدی شدید است که آسمان و زمین تاب تحمل آن را ندارد.
چگونه زبانه آتش دوزخ بنده ضعیفت را بسوزاند در حالی که ای پروردگار صدای ناله اش را می شنوی؟! و جایگاه عذاب او را مشاهده می فرمایی؟! و یا چگونه غرش مهیب شعله های آتش او را در بر گرفته و به کام خود فرو برد در حالی که ناتوانی او را می دانی؟!. و چگونه بین طبقات و لابلای شعله های آتش معلق باشد؟!. و چگونه زبانه های آتش او را نهیب زده و به هر طرف پرتاب کند؟!.
لذا یکی از نامهای قیامت یوم الیم است. یعنی روز دردناک که بحث آن گذشت.
ب: سختی و رنج ناشی از تاسف و پشیمانی و شکنجه روحی که در اثر احساس و درک خسران معنوی حاصل می شود. و چه بسا که تحمل درد جسمانی بسیار آسانتر از تحمل عذاب و شکنجه روحی می باشد.
به راستی که چقدر مشکل است انسان در قیامت علاوه بر گناهان خود سنگینی بار گناه دیگران را هم تحمل کند. فرمود:
و لیحملن أثقالهم و أثقالا مع أثقالهم:(84) ستمکاران و گناهکاران در قیامت علاوه بر تحمل سنگینی گناهان خود عذاب و سختی گناهان دیگران را هم تحمل می کنند.
ج: سنگینی و دشواری شنیدن کما اینکه در قاموس می گوید: ثقال الناس و ثقلاءهم من تکره صحبته: افراد سنگین از میان مردم کسانی هستند که معاشرت و صحبت با آنان خوشایند نبوده باشد.
خبر قیامت از این جهت که یادآور عذاب شدید و ابدی و درد آور است لذا انسان حاضر نیست آن را بشنود و یا اینکه چون تحقق آن حوادث مهیب و وحشتزا برای او غیر قابل قبول است لذا شنیدن آن برایش سخت و گران است زیرا باور آن برای او مشکل می باشد.
راغب در کتاب مفردات یکی از علل توصیف قیامت به این نام را همین جهت بیان کرده است و می گوید: و قد یقال ثقل القول اذا لم یطب سماعه و لذلک قال فی صفه یوم القیامه، ثقلت فی السموات و الارض لا تأتیکم الا بغته: گاهی گفته می شود، سخن سنگین است و مقصود سخنی است که شنیدن آن خوشایند نبوده باشد. و به همین خاطر خداوند قیامت را به روز سنگین توصیف کرد یعنی قبول رخداد ناگهانی قیامت با آن حوادث مهیب و شنیدن خبر ناگوار آن برای اهل آسمان و زمین خوشایند نیست بلکه سخت و دشوار است.
دوم: به معنای چیز با عظمت و مهم و باارزش(85) و از جهت اینکه قیامت زمان تعیین ارزشها و سرنوشت ابدی است. لذا دارای اهمیت بسیار است و به همین جهت یکی از نامهای آن یوم عظیم می باشد که فرمود:
فویل للذین کفروا من مشهد یوم عظیم:(86) وای بر کفار از مشاهده روزی بزرگ و مهم.
و بعید نیست که مقصود از ثقل در آیه شریفه ثقلت فی السموات و الارض عظمت و اهمیت قیامت باشد یعنی عظمت فی السماوات و الارض به این معنا که حادثه بزرگ و رخداد مهمی در آسمان و زمین است.
و همین معنا در آیه شریفه و اخرجت الارض اثقالها مراد است یعنی: زمین در قیامت گنجها و محتویات با ارزش خود را بیرون می ریزد.
چقدر مهم و هیجان انگیز است آن لحظه ای که نامه عمل بدست انسان داده می شود. لحظه ای که سرنوشت انسان برای همیشه معلوم می شود که آیا برای همیشه از انواع نعمتهای فراوان و بی پایان سرای جاوید آخرت بهره مند می گردد و یا اینکه تا ابد دچار آتش مهیب و چرک و کثافات دوزخ می شود. و این لحظه مهمترین مقطع حیات بشر است.
خدایا تو را به حق اهل بیت عصمت (ع) ما را در آن لحظه حساس با مژده بهشت خوشحال بگردان!.
سوم: به معنای غلبه و قهر. لذا گفته می شود فلانی را چرت(87) یا خواب سنگین گرفت و این معنا نیز از خصوصیات قیامت است چرا که در قیامت کسی از خود اختیاری نداشته و همه خلائق مقهور قدرت مطلقه ذات لایزال الهی هستند. کما اینکه فرمود:
لمن الملک الیوم، لله الواحد القهار:(88) آیا در قیامت سلطنت و استیلاء و قدرت از آن چه کسی است؟ فقط برای خداوند یکتای قهار است.
قیامت با حوادث هولناک و مهیب همه را در بر می گیرد و هیچکس از تحولات و شدائد آن در امان نیست لذا از نامهای آن محیط(89) و غاشیه(90) است.
و در آیه مورد بحث جمله و یذرون وراءهم یوما تقیلا می تواند اشاره به همین معنی باشد کما اینکه مرحوم علامه طباطبائی در المیزان گوشزد فرمود. چرا که انسان از پشت سر آسیب پذیر بوده و تسلط دشمن بر او بیشتر است زیرا توجه به پشت ندارد و چون مردم قیامت را نادیده گرفته و در فکرش نیستند لذا رخداد ناگهانی آن برایشان هولناک است.

یوم الجمع

در دو جای قرآن قیامت به این نام ذکر شده است.
اول: در سوره تغابن که فرمود یوم یجمعکم لیوم الجمع ذلک یوم التغابن و بحث مربوط به این سوره سابقا در مبحث یوم التغابن گذشت.
دوم: در سوره شوری آیه 7 فرمود:
و کذلک اوحینا الیک قرآنا عربیا لتنذر أم القری و من حولها و تنذر یوم الجمع لا ریب فیه فریق فی الجنه و فریق فی السعیر: و اینگونه قرآن را بر تو به زبان عربی وحی کردیم تا اهل مکه و مردم اطراف آن را بیم دهی، و آنان را از روز اجتماع و گردآوری همگانی بترسانی روزی که اولین تا آخرین انسانها در آن جمع شده و به دو گروه تقسیم می شوند. دسته ای داخل بهشت و دسته ای دیگر وارد دوزخ می گردند.
همان گونه که در ترجمه اشاره شد کلمه جمع به معنای گرد آوری و جمع کردن است.
در قیامت اولین تا آخرین فرد انسانها برای اجتماع در محشر از قبرها گردآوری شده و هیچکس از اجتماع عظیم آن روز مستثنی نخواهد بود.
قل ان الاولین و الاخرین لمجموعون الی میقات یوم معلوم(91)
ای پیامبر به مردم بگو که اولین فرد از انسانها تا آخرین فرد آنها بدون تردید در زمان روز معلوم یعنی قیامت گردآوری خواهند شد.
نکته جالبی در این آیه به چشم می خورد و آن اینکه فرمود: لمجموعون الی میقات یوم معلوم زیرا با آنکه قیامت ظرف جمع آوری بوده و علی القاعده می بایست به جای حرف الی حرف فی استعمال شود. چون گردآوری همگانی در زمان قیامت واقع می شود.
این تعبیر اختصاص به این آیه نداشته بلکه در آیات دیگر هم پیدا می شود. مانند آیه 87 از سوره نساء که فرمود:
الله لا اله الا هو لیجمعنکم الی یوم القیامه و نیز آیه 12 از سوره انعام و آیه 26 از سوره جاثیه و آیات دیگر.
ظاهرا وجه استعمال این حرف برای بیان معنای مصدری کلمه الجمع است. زیرا این کلمه دو معنا دارد یکی معنای مصدری که مفهوم آن گردآوری و جمع کردن است و دیگری به معنای اسم مصدر یعنی اجتماع حاصل از گردآوری می باشد.
به عنوان مثال در مناسبات مهم انقلاب مثل 22 بهمن می بینید که اول صبح هر کس از خانه اش به سوی میدان بزرگ و یا مصلای شهر حرکت می کند تا جهت استماع سخنرانی و قرائت قطعنامه همه در یک نقطه اجتماع کنند. در این گونه موارد گفته می شود که بلندگوها با شعار و تکبیر مردم را جهت اجتماع بزرگ و همگانی گردآوری و جمع می کنند.
لذا در این آیات جمع در قالب صیغه مضارع یا مفعول استعمال شده است و مقصود گردآوری به معنای مصدری است. یعنی همه انسانها را جهت اجتماع عظیم قیامت گردآوری می نماید.
و همین معنی در آیه شریفه یوم یجمعکم لیوم الجمع... مقصود از فعل یجمعکم می باشد.
و آن دو مصداق دارد یکی جمع آوری اجراء متفرق و پراکنده اجسام انسانها و دیگری گردآوری خود آنها که هر کدام از قبرها بیرون آمده و به طرف محشر حرکت می کنند.
هیچیک از این دو معنی مستلزم اشکال تکرار در این آیه نیست و این دو مصداق با هم مقصود از فعل یجمعکم می تواند بوده باشد، چرا که مقصود اصلی معنای جامع است گر چه مصداق دوم به ذهن نزدیکتر می رسد.
و شاهد این معنا آیه 43 از سوره معارج است که فرمود:
یوم یخرجون من الاجداث سراعا کأنهم الی نصب یوفضون: به یاد آورید روزی را که مردگان از قبرها به سرعت خارج شده، گوئی که به سوی علامت نصب شده ای سرازیر شده اند.