فهرست کتاب


برهان قاطع، پیرامون قیامت (جلد دوم)

علی اکبر سیفی‏

یوم التلاق

یلقی الروح من امره لینذر یوم التلاق یوم هم بارزون لا یخفی علی الله منهم شی ء:(61) پروردگار متعال جبرئیل را بر پیامبرش نازل می گرداند تا مردم را از عذاب روز ملاقات - یعنی قیامت - بیم دهد. روزی که انسانها با پروردگار توانا و با حقایق وجود اعمال و عقایدشان مواجه می شوند. روزی که هر پنهانی آشکار شده و چیزی از کرده ها و مقاصد انسان بر خدا مخفی نمانده و برملا می شود.
کلمه التلاق در اصل التلاقی مصدر و از باب تفاعل است و مصدر ثلاثی مجرد آن کلمه لقاء به معنای مواجهه و روبرو شدن و برخورد و یا به هم رسیدن است.
مقصود از کلمه یوم التلاق روز قیامت است و همین معنای لغوی در نامگذاری روز قیامت به این کلمه لحاظ شده است چرا که قیامت روز ملاقات انسان با قدرت مطلقه پروردگار متعال است. که در محضر ربوبی و تحت سیطره قدرت لایزال خالق سبحان بوده و هیچ اختیار و توان از خود نداشته بلکه اعضاء و جوارح بدنش از اختیارش بیرون هستند.
هرگز بدون اراده و مشیت و اجازه پروردگار قدرت تکلم ندارد. و این از خصوصیات نظام هستی در آخرت است، که فرمود:
یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فملاقیه:(62) ای انسان بدون تردید مسیر و منتهای سعی و کوشش تو به سوی پروردگار متعال بوده و به هر گونه تلاش کنی بالاخره روزی در محضر پروردگارت قرار خواهی گرفت.
و اتقوا الله و اعلموا أنکم ملاقوه:(63) از معصیت خدا پرهیز کنید و بدانید که بالاخره در پایان کار با قدرت مطلقه و قهر و غلبه او مواجه خواهید گشت.
یوم یقوم الروح و الملائکه صفا لا یتکلمون الا من أذن له الرحمن و قال صوابا ذلک الیوم الحق:(64) روزی که روح - موجودی برتر از فرشته - و نیز همه فرشتگان صف کشیده اند. و کسی از آنان به هیچ عنوان قدرت سخن ندارد، مگر کسی که بخشاینده جهانیان - خداوند متعال - به او اجازه سخن دهد و نیز سخن شایسته بگوید، آنروز روز ثابت و واقع بوده و هرگز تخلف نمی پذیرد.
یوم یأت لا تکلم نفس الا باذنه:(65) روزی فرا خواهد رسید که کسی قدرت سخن ندارد مگر به اجازه ذات مقدس پروردگار.
و اذ یتحاجون فی النار فیقول الضعفاء للذین استکبروا انا کنا لکم تبعا فهل أنتم مغنون عنا نصیبا من النار؟ قال الذین استکبروا انا کل فیها ان الله قد حکم بین العباد:(66) هنگامی که در قیامت مستکبرین عالم با پیروان و طرفداران سست عنصر خود به بحث و مشاجره می پردازند و پیروان ضعیف خود باخته به اربابان خود می گویند ما در دنیا تابع شما بودیم آیا می شود امروز از عذاب ما مقداری کاهش دهید و از خدا بخواهید که از عذاب ما صرف نظر کند؟ مستکبرین در جواب می گویند ما هم مثل شما همگی دچار عذاب شده ایم و گریزی از آن نداریم. چون خدای قادر بین بندگان حکم کرده است.
قیامت روز ملاقات انسان با حقیقت وجود اعمال و صفات و عقایدش است. آنجا که حجاب مادی دنیا کنار رفته و نظام هستی تغییر یافته و حیات جاوید آخرت ایجاد شود، حقایق وجود اشیاء آشکار می گردد. که فرمود:
یوم تجد کل نفس ما عملت من خیر محضرا:(67) قیامت روزی است که هر کس حقیقت وجود اعمال خود را نزد خود حاضر می بیند. یوم یصدر الناس اشتاتا لیروا اعمالهم:(68) قیامت روزی است که مردم گروه گروه از قبرها به طرف محشر خارج می شوند تا اعمالشان به آنان نشان داده شود.
قیامت روز ملاقات انسان با وعده پروردگار و دریافت نتیجه و پاداش اعمال است که فرمود:
أفمن وعدناه وعدا حسنا فهو لاقیه کمن متعناه متاع الحیوه الدنیا ثم هو یوم القیامه من المحضرین:(69) آیا کسی که وعده نیکوی سعادت جاوید به او داده ایم - و در قیامت به آن خواهد رسید - مانند کسی است که فقط او را از مزایا و منافع ناچیز دنیا بهره مند کردیم و سپس در قیامت جهت پس دادن حساب نعمتها احضار می شود؟!
و نکته جالب اینکه در این دنیا انسان نمی تواند ملائکه آسمان و سایر موجودات سماوی و عالم ملکوت را مشاهده نماید ولی در قیامت پرده ها کنار رفته و اهل آسمان و زمین با هم ملاقات کرده و انسان آنها را مشاهده می کند.
مرحوم صدوق به سندش از امام صادق (ع) روایت کرده که حضرت فرمود: یوم التلاق یوم یلتقی اهل السماء و اهل الارض:(70) یوم التلاق - قیامت - روزی است که اهل آسمان و زمین با همدیگر ملاقات می کنند.

یوم التناد

و یا قوم انی أخاف علیکم یوم التناد. یوم تولون مدبرین:(71) مؤمن آل فرعون خطاب به پیروان فرعون قبطیان و بنی اسرائیل که اعتنا به سخنان و نصایح حضرت موسی (ع) نمی کردند، چنین هشدار داد: ای مردم می ترسم بر شما از روز فریاد و فرار قیامت، روزی که شما از شدت عذاب آن پا به فرار می گذارید و با داد و فریاد یاری می طلبید.
کلمه التناد از باب تفاعل است. و به تشدید دال معنایش فرار از همدیگر است. و به تخفیف دال معنای آن صدا زدن و فراخوانی یکدیگر می باشد.
هر یک از این دو معنی در آیه شریفه احتمال داده شده است.
در صورت اول: وجه تسمیه قیامت به این نام از این جهت است که افراد از شدت عذاب و سختی حوادث مهیب قیامت از هم می گریزند و هر کس به فکر چاره خود است. کما اینکه در مجمع البحرین(72) و مفردات(73) تصریح شده است. فرمود:
یوم یفر المرء من اخیه و امه و ابیه و صاحبته و بنیه لکل امرء منهم یومئذ شأن یغنیه:(74) قیامت روزی است که از شدت سختی و عذاب آن انسان از پدر و مادر و فرزند و برادر و دوست صمیمی که نزدیکترین افراد به او هستند فرار می کند چرا که هر غرق در سختیها و شداید قیامت بوده و با مشکلات آن مواجه می باشند لذا اعتنائی به همدیگر ندارند.
فاذا برق البصر و خسف القمر و جمع الشمس و القمر یقول الانسان یومئذ أین المفر:(75) قیامت زمانی بر پا می شود که چشم از حوادث هولناک خیره شده و ماه نورش را از دست داده و خورشید و ماه به هم تصادم کرده و اجزاءشان در هم شده و با هم نورشان گرفته شود در آن روز انسان به دنبال راه رهائی و فرار از عذاب فریاد بر می آورد ای وای کجا پناه ببرم؟!
یا ایها الناس اتقوا ربکم ان زلزله الساعه شی ء عظیم یوم ترونها تذهل کل مرضعه عما أرضعت و تضع کل ذت حمل حملها:(76) ای مردم از معصیت پروردگارتان پرهیز کنید که زلزله روز قیامت حادثه بزرگی است روزی که در آن می بینی مادر شیرده کودک شیر خوار خود را رها کرده و هر زن باردار از وحشت آن سقط جنین می کند.
در صورت دوم: نامگذاری قیامت به این اسم به خاطر فراخوانی در قیامت است. فراخوانی همه مردگان با دمیدن صور و ندای پروردگار برای سوال و حسابرسی اهل محشر و ندای اهل دوزخ به بهشتیان جهت خلاصی از عذاب و ندای بهشتیان به آنان جهت سرزنش و هر ندا و فراخوانی که بین اهل محشر و فرشتگان و پروردگار در قیامت تحقق می پذیرد. همه اینها از مصادیق تنادی بوده و وجه تسمیه قیامت به این نام می باشد.
فرمود:و استمع یوم ینادی المناد من مکان قریب یوم یسمعون الصیحه بالحق ذلک یوم الخروج:(77) ای پیامبر گوش فرا ده و در نظر داشته باش روزی را که منادی قیامت - اسرافیل - از فاصله ای نزدیک بانگی مهیب بر می آورد. روزی که مردم فریاد حق و رسای برپائی قیامت را می شنوند. آن روز، روز بیرون آمدن مردگان از قبور است.
در قیامت به هر امت ندا شده و سوال می شود که چه پاسخی به دعوت انبیاء داده اند. فرمود:
یوم ینادیهم فیقول ماذا أجبتم المرسلین:(78) روزی که پروردگار متعال به اهل محشر بانگ برآورده و سوال می فرماید: چه پاسخی به پیامبران و فرستادگان ما داده اید؟ در قیامت خداوند به کفار ندا می دهد و می پرسد: کجایند قدرتمندان و یاوران و طرفداران شما که در دنیا به آنان تکیه داشتید؟
و یوم ینادیهم فیقول این شرکائی الذین کنتم تزعمون:(79) روزی که ذات اقدس احدیت به مشرکین و کفار بانگ برآورده و می فرماید کجایند آن شرکایی که برای من می پنداشتید؟
و در تفسیر عیاشی روایتی به امام صادق (ع) استناد داده شده که فرمود: یوم التناد یوم ینادی اهل النار اهل الجنه أن أفیضوا علینا من الماء:(80) یوم التناد روزی است که اهل دوزخ به بهشتیان ندا می دهند، مقداری از آب بر سر ما بریزند تا از حرارت و اشتعال آتش کاسته شود.

یوم ثقیل

ان هولاء یحبون العاجله و یذرون وراءهم یوما تقیلا:(81)
گنهکاران از خدا بی خبر دل به منافع و مطامع زودگذر دنیا بسته و روز سنگین و دشواری به دنبال خود می گذارند.
کلمه ثقیل صفت مشبهه و به معنی سخت و دشوار است. و سنگینی از جهت وزن مقصود آیه شریفه نیست بلکه مقصود دشواری و سختی است. کما اینکه مرحوم سید رضی می گوید: و المراد بالیوم الثقیل ههنا استثقاله من طریق الشده و المشتقه لا من طریق الاعتماد بالاجزاء الثقیله:(82) مقصود از یوم الثقیل در اینجا سنگینی از جهت دشواری و سختی است نه از جهت سنگینی وزن.
معنای مقصود از این کلمه در آیه شریفه مورد بحث به سه معنای ذیل می باشد.
اول: سخت و دشوار کما اینکه یکی از نامهای قیامت یوم عسیر است، که فرمود: فاذا نقر فی الناقور فذلک یومئذ یوم عسیر علی الکافرین غیر یسیر هنگامیکه شیپور برپائی قیامت به صدا در آید آن روز، روز سختی است، هرگز بر کافران آسان نیست.
سختی روز قیامت جنبه های گوناگون دارد.
الف: در دو عذاب جسمانی که تحمل آن برای انسان دشوار است. تحمل آتشی سوزان با آن حرارت شدید و شعله غیر قابل توصیف چه تناسبی با گوشت و پوست و استخوان بدن ضعیف انسان دارد؟! و حتی تصور این معنی انسان را رنج می دهد. و اگر باور داشته باشد او را از هر گناهی باز خواهد داشت.
ببینید مولای متقیان امیرالمومنین علی (ع) چگونه این حقیقت را با ناله و تضرع به درگاه پروردگار متعال ترسیم می نماید.
و أنت تعلم ضعفی عن قلیل من بلاء الدنیا و عقوباتها و ما یجری فیها من المکاره علی اهلها علی ان ذلک بلاء و مکروه قلیل مکثه فکیف احتمالی لبلاء الاخره و هو بلاء تطول مدته و یدوم مقامه... . و لا یخفف عن اهله... و هذا ما لا تقوم له السموات و الارض...
ام کیف یحرقه لهیبها و أنت تسمع صوته و تری مکانه ام کیف یشتمل علیه زفیرها و أنت تعلم ضعفه ام کیف یتقلقل بین اطباقها ام کیف تزجره زبانیتها.(83)
خدایا تو از ناتوانی من در مقابل سختیها و مصیبات دنیا آگاهی با اینکه سختیهای آن زودگذر است. پس چگونه احتمال عذاب و درد آخرت را بدهم، در حالی که بلاء و سختی آخرت تمام شدنی نبوده و هرگز از شدت آن کم نخواهد شد. و این سختی و عذاب به حدی شدید است که آسمان و زمین تاب تحمل آن را ندارد.
چگونه زبانه آتش دوزخ بنده ضعیفت را بسوزاند در حالی که ای پروردگار صدای ناله اش را می شنوی؟! و جایگاه عذاب او را مشاهده می فرمایی؟! و یا چگونه غرش مهیب شعله های آتش او را در بر گرفته و به کام خود فرو برد در حالی که ناتوانی او را می دانی؟!. و چگونه بین طبقات و لابلای شعله های آتش معلق باشد؟!. و چگونه زبانه های آتش او را نهیب زده و به هر طرف پرتاب کند؟!.
لذا یکی از نامهای قیامت یوم الیم است. یعنی روز دردناک که بحث آن گذشت.
ب: سختی و رنج ناشی از تاسف و پشیمانی و شکنجه روحی که در اثر احساس و درک خسران معنوی حاصل می شود. و چه بسا که تحمل درد جسمانی بسیار آسانتر از تحمل عذاب و شکنجه روحی می باشد.
به راستی که چقدر مشکل است انسان در قیامت علاوه بر گناهان خود سنگینی بار گناه دیگران را هم تحمل کند. فرمود:
و لیحملن أثقالهم و أثقالا مع أثقالهم:(84) ستمکاران و گناهکاران در قیامت علاوه بر تحمل سنگینی گناهان خود عذاب و سختی گناهان دیگران را هم تحمل می کنند.
ج: سنگینی و دشواری شنیدن کما اینکه در قاموس می گوید: ثقال الناس و ثقلاءهم من تکره صحبته: افراد سنگین از میان مردم کسانی هستند که معاشرت و صحبت با آنان خوشایند نبوده باشد.
خبر قیامت از این جهت که یادآور عذاب شدید و ابدی و درد آور است لذا انسان حاضر نیست آن را بشنود و یا اینکه چون تحقق آن حوادث مهیب و وحشتزا برای او غیر قابل قبول است لذا شنیدن آن برایش سخت و گران است زیرا باور آن برای او مشکل می باشد.
راغب در کتاب مفردات یکی از علل توصیف قیامت به این نام را همین جهت بیان کرده است و می گوید: و قد یقال ثقل القول اذا لم یطب سماعه و لذلک قال فی صفه یوم القیامه، ثقلت فی السموات و الارض لا تأتیکم الا بغته: گاهی گفته می شود، سخن سنگین است و مقصود سخنی است که شنیدن آن خوشایند نبوده باشد. و به همین خاطر خداوند قیامت را به روز سنگین توصیف کرد یعنی قبول رخداد ناگهانی قیامت با آن حوادث مهیب و شنیدن خبر ناگوار آن برای اهل آسمان و زمین خوشایند نیست بلکه سخت و دشوار است.
دوم: به معنای چیز با عظمت و مهم و باارزش(85) و از جهت اینکه قیامت زمان تعیین ارزشها و سرنوشت ابدی است. لذا دارای اهمیت بسیار است و به همین جهت یکی از نامهای آن یوم عظیم می باشد که فرمود:
فویل للذین کفروا من مشهد یوم عظیم:(86) وای بر کفار از مشاهده روزی بزرگ و مهم.
و بعید نیست که مقصود از ثقل در آیه شریفه ثقلت فی السموات و الارض عظمت و اهمیت قیامت باشد یعنی عظمت فی السماوات و الارض به این معنا که حادثه بزرگ و رخداد مهمی در آسمان و زمین است.
و همین معنا در آیه شریفه و اخرجت الارض اثقالها مراد است یعنی: زمین در قیامت گنجها و محتویات با ارزش خود را بیرون می ریزد.
چقدر مهم و هیجان انگیز است آن لحظه ای که نامه عمل بدست انسان داده می شود. لحظه ای که سرنوشت انسان برای همیشه معلوم می شود که آیا برای همیشه از انواع نعمتهای فراوان و بی پایان سرای جاوید آخرت بهره مند می گردد و یا اینکه تا ابد دچار آتش مهیب و چرک و کثافات دوزخ می شود. و این لحظه مهمترین مقطع حیات بشر است.
خدایا تو را به حق اهل بیت عصمت (ع) ما را در آن لحظه حساس با مژده بهشت خوشحال بگردان!.
سوم: به معنای غلبه و قهر. لذا گفته می شود فلانی را چرت(87) یا خواب سنگین گرفت و این معنا نیز از خصوصیات قیامت است چرا که در قیامت کسی از خود اختیاری نداشته و همه خلائق مقهور قدرت مطلقه ذات لایزال الهی هستند. کما اینکه فرمود:
لمن الملک الیوم، لله الواحد القهار:(88) آیا در قیامت سلطنت و استیلاء و قدرت از آن چه کسی است؟ فقط برای خداوند یکتای قهار است.
قیامت با حوادث هولناک و مهیب همه را در بر می گیرد و هیچکس از تحولات و شدائد آن در امان نیست لذا از نامهای آن محیط(89) و غاشیه(90) است.
و در آیه مورد بحث جمله و یذرون وراءهم یوما تقیلا می تواند اشاره به همین معنی باشد کما اینکه مرحوم علامه طباطبائی در المیزان گوشزد فرمود. چرا که انسان از پشت سر آسیب پذیر بوده و تسلط دشمن بر او بیشتر است زیرا توجه به پشت ندارد و چون مردم قیامت را نادیده گرفته و در فکرش نیستند لذا رخداد ناگهانی آن برایشان هولناک است.