فهرست کتاب


برهان قاطع، پیرامون قیامت (جلد دوم)

علی اکبر سیفی‏

تحقیق لغوی

کلمه تغابن مصدر باب تفاعل است و مصدر ثلاثی مجرد آن بر دو وزن آمده اول الغبن به سکون ب است. معنایش ضرر زدن مخفیانه در معامله است دوم: الغبن به فتح ب به معنی دزدیدن عقل و ناتوان کردن رأی و تدبیر با فریب و نیرنگ(42) است.
در هر حال دو خصوصیت در این واژه لحاظ شده است.
الف: وارد کردن خسران بطور پنهانی و در خفاء به گونه ای که شخص مغبون کاملا غافل(43) از وجود خسران بوده و زمانی متوجه شود که مورد ضرر واقع شده باشد.
ب زیادی و کثرت(44) چیز از دست رفته که دارای اهمیت است. لذا در حدیث آمده: نعمتان مغبون فیهما کثیر من الناس، ألصحه و الفراغ: دو نعمت است که بسیاری از مردم نسبت به آن مغبون شده و یا ناخواسته متحمل ضرر عدم استفاده از آن می شوند و آن دو نعمت سلامتی و آسایش خاطر است.
مؤلف مجمع البحرین بعد از نقل این حدیث(45) شریف می گوید: و من حیث اشتغال المکلف ایام الصحه و الفراغه بالامور الدنیویه یکون مغبونا لانه قد باع ایام الصحه و الفراغه التی لا قیمه لها بشی ء لا قیمه له من الامور الحقیره الفانیه المنغضه بشوائب الکدورات:(46)
چون انسان در زمان سلامتی و آسایش خاطر به امور دنیا سرگرم است، از این جهت مغبون می باشد. چرا که این فرصت طلائی را از دست داد. فرصتی که به هیچ بهائی نمی شود آن را قیمت گذاری کرد و به چیزهای پست و بی ارزش و ناپایدار دنیا فروخت.
دو نعمت سلامتی و آسایش خاطر از مهمترین سرمایه های معنوی انسان می باشند لذا عدم استفاده از آنها از مصادیق غبن شمرده شد. بنابراین کلمه غبن حاکی از اهمیت چیز از دست رفته است.
نتیجه تحقیق اینکه واژه تغابن در لغت عرب به این معنی است که هر یک از دو نفر یا دو گروه از روی غفلت و بدون توجه از دیگری ضرر زیادی متحمل شود و یا به عبارت دیگر هر فرد یا هر گروه دیگری را به طور مرموز و مخفیانه خسران زیادی وارد کند.

تحقیق قرآنی

وجه تسمیه قیامت به این نام با ملاحظه معنای لغوی و تتبع در آیات کاملا روشن می شود چرا که در آیات بسیاری ایمان و عمل صالح و جهاد در راه خدا به تجارت و معامله پرسودی تشبیه شده است که شخص مؤمن از مطامع و منافع بی ارزش مادی صرف نظر کرده و در مقابل آن تحصیل ثواب و اجر اخروی و سعادت جاوید آخرت می نماید. قرآن او را به کسی تشبیه کرده است که مال کم ارزشی را فروخته و در مقابل، شی ء نفیس و کالای بسیار با ارزش و پر قیمت خریده است.
به عنوان نمونه برخی آیات را در اینجا توضیح می دهیم.
فرمود: یا ایها الذین آمنوا هل ادلکم علی تجاره تنجیکم من عذاب الیم. تومنون بالله و رسوله و تجاهدون فی سبیل الله بأموالکم و انفسکم ذلکم خیر لکم ان کنتم تعلمون:(47) ای کسانی که ایمان آورده اید آیا شما را به تجارتی سودمند راهنمایی کنم؟ آن تجارت این است که به خدا و رسولش ایمان آورید و در راه خدا مال و جان نثار کنید، که اگر درک کنید برایتان خیر و سعادت است.
و در توصیف منافقین کوردل فرمود:
اولئک الذین اشتروا الضلاله بالهدی فما ربحت تجارتهم و ما کانوا مهتدین:(48) آنان همان کسانی هستند که گمراهی و فساد را به قیمت از دست دادن فطرت و استعداد خدادادی حق طلبی و توحید، خریده و این معامله سودی برایشان نداشته و هیچگاه راه درست نپیموده و هدایت نیافته اند.
و مؤمنین مجاهد در راه خدا را چنین مژده و بشارت می دهد:
ان الله اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم بأن لهم الجنه:(49) خداوند جان و مال مؤمنین مجاهد را به قیمت بهشت جاودانه و نعمتهای فراوان و بی پایان آن خریده است.
و انسانها را از خسران در این معامله بزرگ و با اهمیت چنین هشدار می دهد:
و لا تشتروا بعهد الله ثمنا قلیلا:(50) وعده بهشت و نعمت بی پایان خدا را که عین واقعیت بوده و تردیدی در آن نیست در مقابل منافع ناچیز مادی نادیده نگیرید و سعادت جاودانه آخرت را به بهای بی ارزش مال و مقام دنیا از دست ندهید.
مرحوم طبرسی(51) در بیان وجه تسمیه قیامت به یوم التغابن می گوید: کلمه تغابن از باب تفاعل است و معنای آن گرفتن چیز بد و بی ارزش در مقابل از دست دادن چیز خوب و با ارزش و بالعکس می باشد و مؤمن از منافع بی ارزش دنیا صرف نظر کرده و در مقابل نعمت بی پایان آخرت را به دست آورده ولی کافر به دنبال تحصیل مطامع دنیا سعادت جاودانه و نعمتهای ارزشمند آخرت را از دست داد، لذا او خسران کرده و مغبون گردید ولی مؤمن سود برده و غابن شده است.
ولی این معنای کلمه مغابنه است که یکی غالب و دیگری مغلوب می شود و اما در تغابن خسران و ضرر از هر طرف بدیگری وارد می شود. و این فرق بین باب مفاعله و تفاعل ثابت است.
و نیز مرحوم سید رضی(52) در کتاب مجازات القرآن راجع به وجه تسمیه قیامت به این نام می گوید: کلمه تغابن در آیه شریفه به طور مجاز استعمال شده و ظاهرا تشبیه مؤمنین و کفار به خریدار و فروشنده است، که مؤمنین سرای جاودانه آخرت را با ایمان و اعمال صالح برای خود خریده ولی کافران عذاب ابدی دوزخ را با کفر و طغیان خریده اند. لذا در این تجارت یکسان نبوده. بلکه مؤمنین سود برده و غابن شدند ولی کفار متحمل خسران شده و مغبون گردیده اند.
مفسر عالی مقدار مرحوم علامه طباطبائی نکات جالبی در این باره دارد که ما حاصل آن را اینجا بیان می کنیم.
ایشان چهار وجه برای نامگذاری قیامت به این اسم بیان کرده است.
اول: وجهی که از مرحوم طبرسی و سید رضی نقل کرده ایم. و نیز در مفردات راغب همین وجه ذکر شده است.
دوم: اینکه برای هر یک از دو گروه مؤمنین و کفار در قیامت بسیار بیشتر از پاداش یا عذابی که تخمین می زدند ظاهر می گردد.(53)
و این حقیقت در آیات شریفه قرآن بیان گردیده است چرا که فرمود:
فلا تعلم نفس ما أخفیت لهم من قره عین:(54) کسی نمی داند در آخرت چه نعمتهای ارزشمندی در انتظار آنان است که چشم و دلشان با مشاهده آنها روشن می شود.
لهم ما یشاؤن فیها و لدینا مزید:(55) در بهشت آنچه که مؤمنین بخواهند آماده است و نزد ما در سرای جاوید آخرت نعمتهای فراوان و بی پایان بیش از حد تصور آنان در انتظارشان است.
و بدا لهم من الله ما لم یکونوا یحتسبون:(56) در قیامت برای ستمکاران عذابی آنچنان سخت و سنگین از جانب خدای قهار آشکار می گردد که هرگز در دنیا گمان نمی کردند.
بنابراین خسران و زیان در قیامت همگانی بوده و تمام اهل محشر از مؤمنین و کفار را در بر می گیرد. چرا که مؤمنین افسوس می خوردند که چرا اعمال نیک بیش از کرده هایشان در دنیا انجام نداده اند و کفار و گناه کاران شاهد عذاب دردناکی هستند که هرگز گمان نمی کردند.
سوم: هر یک از دو گروه ظالم و مظلوم و ستمکار و ستمکش ضرری که به یکدیگر وارد کرده اند در قیامت ظاهر می شود چرا که مظلوم با سکوت خود در مقابل ظلم و تمکین و اطاعت از ظالم زمینه ظلم را فراهم آورده و از این طریق او را دچار عذاب دوزخ کرد. و در مقابل، ظالم هم با زورگوئی و بیدادش مظلوم را وادار به فرمانبرداری از خود و معصیت و طغیان از دستورات و اوامر پروردگار نمود. بنابراین هر یک از دیگری متحمل خسران و زیان جبران ناپذیر گردید.
لذا در قیامت هنگامی که این دو گروه با هم روبرو می شوند هر یک گناه خود را به گردن دیگری می گذارد.
فرمود:و لو تری اذ الظالمون موقوفون عند ربهم یرجع بعضهم الی بعض القول یقول الذین استضعفوا للذین استکبروا لو لا أنتم لکنا مؤمنین. قال الذین استکبروا للذین استضعفوا أنحن صددناکم عن الهدی بعد اذ جاءکم بل کنتم مجرمین. و قال الذین استضعفوا للذین استکبروا بل مکر اللیل و النهار(57) ای پیامبر، اگر می دیدی در قیامت آن لحظه را که مستکبرین ستمکار در محضر خدای قهار متوقف و بازداشت شده اند، به شگفت می آمدی، که چگونه فریب خورده گان ستمکش با آنان به مشاجره پرداخته و می گویند: اگر ستم و زورگوئی شما نبود ما ایمان می آوردیم. و ستمکاران در مقابل می گویند: آیا ما شما را از ایمان و خدا پرستی باز داشتیم؟ با اینکه دین حق به شما توسط انبیاء و رهبران الهی ابلاغ و بیان شد؟ نه چنین نبوده بلکه خودتان مقصر بودید. سپس ستمکشان گنهکار به آنان می گویند، این حیله ها و تزویرهای پیوسته شما بود که ما را به این روز سیاه نشانده است، زیرا ما را به زور وادار به کفر و شرک و معصیت می کردید.
چهارم: اینکه برای هر انسانی جایگاهی در بهشت است که اگر اطاعت پروردگار کند داخل آن می شود و جایگاهی در دوزخ است که اگر عصیان کند به آنجا برده می شود. و در قیامت جایگاه کفار و گناهکاران در بهشت به مؤمنین و در مقابل، جایگاه مؤمنین در جهنم به کفار داده می شود.
و بعید نیست که آیه شریفه سوره زمر اشاره به همین مطلب باشد که فرمود: و قالوا الحمد لله الذی صدقنا وعده و أورثنا الارض نتبوء من الجنه حیث نشاء:(58) بهشتیان در آخرت می گویند ستایش و سپاس خدائی را که به پیمان خود جامه عمل پوشانده و به ما راست فرمود، و ما را وارث بهشت قرار داد که هر گونه بخواهیم از آن بهره برده و هر کجای آن سکونت می کنیم.
واژه توریث در موردی استعمال می شود که زمین یا مال از مالک سابق به وارث منتقل شده باشد و در اینجا چون از قبل برای هر یک از کفار - به عنوان انسان - بهشت خلق شده و سپس به مؤمنین منتقل شد، صحیح است که گفته شود مؤمنین وارث بهشت مخلوق برای کفار هستند.
از رسول خدا (ص) روایت(59) شده است که فرمود:
ما من عبد یدخل الجنه الا أری مقعده من النار لو أساء لیزداد شکرا و ما من عبد یدخل النار الا اری مقعده من الجنه لیزداد حسرة و هو معنی قوله ذلک یوم التغابن: هیچ کس داخل بهشت نمی شود مگر اینکه جایگاهش در دوزخ به او نشان داده می شود که در صورت عصیان به آنجا برده می شد تا خداوند متعال را بیشتر شکر و سپاس کند. و نیز کسی داخل دوزخ نمی گردد مگر اینکه جایگاهش در بهشت به او نشان داده می شود که اگر اطاعت می کرد به آنجا می رفت تا اینکه بر افسوس و حسرتش افزوده شود. و این معنی مقصود از آیه شریفه است.
البته این معنا منافات با معانی دیگر ندارد. یعنی همه این وجوه می شود به عنوان مصادیق تغابن بوده باشند. لذا در بعضی احادیث احتمال اول در تفسیر آیه بیان شده است کما اینکه از امام صادق (ع) نقل گردیده است که فرمود:
یوم التغابن یوم یغبن اهل الجنه اهل النار:(60) یوم التغابن روزی است که اهل بهشت بر اهل جهنم خسران وارد می کنند.
گر چه این معنا با احتمال اخیر هم سازگار است.
در هر حال بین این وجوه، معنای سوم با واژه تغابن مناسب تر است. زیرا در باب تفاعل صدور فعل از دو طرف منظور شده است. و همانگونه که بیان گردید خسران و غبن در مورد ستمکاران و پیروان آنان از هر طرف به دیگری وارد می شود. ولی در سایر وجوه چنین نیست.
البته به قرینه آیات و روایات مربوط به این موضوع معلوم می شود که معنای عام مقصود است.

یوم التلاق

یلقی الروح من امره لینذر یوم التلاق یوم هم بارزون لا یخفی علی الله منهم شی ء:(61) پروردگار متعال جبرئیل را بر پیامبرش نازل می گرداند تا مردم را از عذاب روز ملاقات - یعنی قیامت - بیم دهد. روزی که انسانها با پروردگار توانا و با حقایق وجود اعمال و عقایدشان مواجه می شوند. روزی که هر پنهانی آشکار شده و چیزی از کرده ها و مقاصد انسان بر خدا مخفی نمانده و برملا می شود.
کلمه التلاق در اصل التلاقی مصدر و از باب تفاعل است و مصدر ثلاثی مجرد آن کلمه لقاء به معنای مواجهه و روبرو شدن و برخورد و یا به هم رسیدن است.
مقصود از کلمه یوم التلاق روز قیامت است و همین معنای لغوی در نامگذاری روز قیامت به این کلمه لحاظ شده است چرا که قیامت روز ملاقات انسان با قدرت مطلقه پروردگار متعال است. که در محضر ربوبی و تحت سیطره قدرت لایزال خالق سبحان بوده و هیچ اختیار و توان از خود نداشته بلکه اعضاء و جوارح بدنش از اختیارش بیرون هستند.
هرگز بدون اراده و مشیت و اجازه پروردگار قدرت تکلم ندارد. و این از خصوصیات نظام هستی در آخرت است، که فرمود:
یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فملاقیه:(62) ای انسان بدون تردید مسیر و منتهای سعی و کوشش تو به سوی پروردگار متعال بوده و به هر گونه تلاش کنی بالاخره روزی در محضر پروردگارت قرار خواهی گرفت.
و اتقوا الله و اعلموا أنکم ملاقوه:(63) از معصیت خدا پرهیز کنید و بدانید که بالاخره در پایان کار با قدرت مطلقه و قهر و غلبه او مواجه خواهید گشت.
یوم یقوم الروح و الملائکه صفا لا یتکلمون الا من أذن له الرحمن و قال صوابا ذلک الیوم الحق:(64) روزی که روح - موجودی برتر از فرشته - و نیز همه فرشتگان صف کشیده اند. و کسی از آنان به هیچ عنوان قدرت سخن ندارد، مگر کسی که بخشاینده جهانیان - خداوند متعال - به او اجازه سخن دهد و نیز سخن شایسته بگوید، آنروز روز ثابت و واقع بوده و هرگز تخلف نمی پذیرد.
یوم یأت لا تکلم نفس الا باذنه:(65) روزی فرا خواهد رسید که کسی قدرت سخن ندارد مگر به اجازه ذات مقدس پروردگار.
و اذ یتحاجون فی النار فیقول الضعفاء للذین استکبروا انا کنا لکم تبعا فهل أنتم مغنون عنا نصیبا من النار؟ قال الذین استکبروا انا کل فیها ان الله قد حکم بین العباد:(66) هنگامی که در قیامت مستکبرین عالم با پیروان و طرفداران سست عنصر خود به بحث و مشاجره می پردازند و پیروان ضعیف خود باخته به اربابان خود می گویند ما در دنیا تابع شما بودیم آیا می شود امروز از عذاب ما مقداری کاهش دهید و از خدا بخواهید که از عذاب ما صرف نظر کند؟ مستکبرین در جواب می گویند ما هم مثل شما همگی دچار عذاب شده ایم و گریزی از آن نداریم. چون خدای قادر بین بندگان حکم کرده است.
قیامت روز ملاقات انسان با حقیقت وجود اعمال و صفات و عقایدش است. آنجا که حجاب مادی دنیا کنار رفته و نظام هستی تغییر یافته و حیات جاوید آخرت ایجاد شود، حقایق وجود اشیاء آشکار می گردد. که فرمود:
یوم تجد کل نفس ما عملت من خیر محضرا:(67) قیامت روزی است که هر کس حقیقت وجود اعمال خود را نزد خود حاضر می بیند. یوم یصدر الناس اشتاتا لیروا اعمالهم:(68) قیامت روزی است که مردم گروه گروه از قبرها به طرف محشر خارج می شوند تا اعمالشان به آنان نشان داده شود.
قیامت روز ملاقات انسان با وعده پروردگار و دریافت نتیجه و پاداش اعمال است که فرمود:
أفمن وعدناه وعدا حسنا فهو لاقیه کمن متعناه متاع الحیوه الدنیا ثم هو یوم القیامه من المحضرین:(69) آیا کسی که وعده نیکوی سعادت جاوید به او داده ایم - و در قیامت به آن خواهد رسید - مانند کسی است که فقط او را از مزایا و منافع ناچیز دنیا بهره مند کردیم و سپس در قیامت جهت پس دادن حساب نعمتها احضار می شود؟!
و نکته جالب اینکه در این دنیا انسان نمی تواند ملائکه آسمان و سایر موجودات سماوی و عالم ملکوت را مشاهده نماید ولی در قیامت پرده ها کنار رفته و اهل آسمان و زمین با هم ملاقات کرده و انسان آنها را مشاهده می کند.
مرحوم صدوق به سندش از امام صادق (ع) روایت کرده که حضرت فرمود: یوم التلاق یوم یلتقی اهل السماء و اهل الارض:(70) یوم التلاق - قیامت - روزی است که اهل آسمان و زمین با همدیگر ملاقات می کنند.