فهرست کتاب


برهان قاطع، پیرامون قیامت (جلد دوم)

علی اکبر سیفی‏

چرا انسان بعث را انکار می کند؟

کسانی که غیر از حیات ظاهر دنیا هستی دیگری قائل نبوده و مرگ و فنا را نابودی می پندارند گمان می کنند که مرگ پایان کار است و بر این اساس باطل برانگیخته شدن پس از مرگ و زنده شدن در قیامت را انکار می کنند:
قرآن سخن این گروه و اساس انکارشان را چنین نقل می کند:
ان هی الا حیاتنا الدنیا نموت و نحیی و ما نحن بمبعوثین: حیاتی غیر از زندگی ما در همین دنیا نبوده در آن می میریم و متولد می شویم و هر گز پس از دنیا بر انگیخته نمی شویم.
حتی پس از برخاستن از قبور و مشاهده بعث بسیار تعجب کرده و این واقعیت بر ایشان قابل باور نیست.
قرآن سخن آنان را با این حالت تعجب هنگام مشاهده بعث، چنین بیان می کند: قالوا یا ویلنا من بعثنا من مرقدنا:(38) ای وای چه کسی ما را از آرامگاهمان برانگیخت؟
البته این تعجب و سوال ظاهراً اختصاص به کفار و مشرکین نداشته بلکه حتی مؤمنین هم ممکن است در ابتدای حشر به خاطر وحشتی که به آنان عارض شده همین سوال را کنند. ولی بعد از آرامش، به مقتضای ایمان و معرفتی که در دنیا کسب کرده اند متوجه منشأ آن می شوند. شاهد بر این مطلب، ذیل آیه است که چنین آمده هذا ما وعد الرحمن و صدق المرسلون این همان وعده پروردگار است و انبیاء راست گفته اند.
این سخن را قرآن از همان کسانی نقل می کند که در بدو برانگیختن با تعجب از هویت قدرت برانگیزنده سؤال کردند.

یوم التغابن

یوم یجمعکم لیوم الجمع ذلک یوم التغابن:(39) روزی که خداوند قادر تمام ذرات بدن و اعضاء و جوارح شما را به منظور گردهم آیی و اجتماع عظیم قیامت جمع آوری کرده و به حالت اول بر می گرداند، آن روز روز تغابن است.
همانگونه که در ترجمه این آیه اشاره کردیم ظاهرا مقصود از جمع در عبارت یوم یجمعکم به معنای گردهم آیی و اجتماع همه انسانها در صحرای محشر نیست کما اینکه مفسرین گفته اند. بلکه مقصود جمع آوری ذرات پراکنده بدن انسانها و اعضاء و جوارح متفرق آنان است که مقدمه اجتماع همگانی است. زیرا ابتداء باید آحاد انسانها به هویت اصلی خود برگردند تا امکان گردآوری همگانی آنان بوده باشد. بنابراین از ماده جمع در هر بار معنای خاصی قصد شده است. در کلمه یجمعکم به معنای جمع اعضاء متفرق همه انسانها و باز گرداندنش به حالت اول و در کلمه یوم الجمع به معنای گرد آوری همگانی و اجتماع اولین تا آخرین افراد بشر است.
با این بیان، آیه شریفه از اشکال تکرار مصون بوده و با بلاغت و فصاحت قرآن بیشتر سازگار است. و حرف لام در کلمه الیوم الجمع ظاهر در معنای غرض و مقصود است یعنی جمع آوری اعضاء و ذرات بدن انسان به منظور اجتماع همه گانی در قیامت است. بنابراین جمع آوری ذرات پراکنده انسان مقدمه روز گردآوری همگانی است نه اینکه در همان روز باشد.
علاوه بر سیاق آیه، شاهد دیگر، روایات متعدد و معتبری است دلالت دارد که قبل از برپایی قیامت چهل روز باران پی در پی می بارد تا اینکه در اثر آن اجزاء متفرق و پراکنده انسانها جمع شده و آمادگی برای برگشتن اجزاء بدن هر فرد به حالت اول ایجاد می شود.
در تفسیر علی بن ابراهیم به سند صحیح جمیل بن دراج از امام صادق (ع) نقل کرده که حضرت فرمودند: اذا أراد الله أن یبعث أمطر السماء علی الارض اربعین صباحا فاجتمعت الاوصال و نبتت اللحوم(40) هنگامیکه خداوند اراده فرمود انسانها را در قیامت مبعوث کند آسمان چهل روز به طور متصل باران می بارد و در اثر آن اجزاء و اعضای پراکنده هر انسان جمع شده و به حالت اول برگشته و گوشت در بدن پدید می آید.
و نیز روایات(41) دیگری به همین مضمون وارد گردیده است.
گر چه می شود گفت معنای جامع گرد آوری مقصود است که یک مصداق آن جمع آوری اعضاء و اجزاء پراکنده بدن و مصداق دیگرش گرد آوری انسانها از قبور به طرف محشر است ولی این معنای جامع غیر از گردهم آیی و اجتماع عظیم محشر است بلکه مقدمه آن است و این بحث در یوم الجمع مفصلا مطرح خواهد شد.

تحقیق لغوی

کلمه تغابن مصدر باب تفاعل است و مصدر ثلاثی مجرد آن بر دو وزن آمده اول الغبن به سکون ب است. معنایش ضرر زدن مخفیانه در معامله است دوم: الغبن به فتح ب به معنی دزدیدن عقل و ناتوان کردن رأی و تدبیر با فریب و نیرنگ(42) است.
در هر حال دو خصوصیت در این واژه لحاظ شده است.
الف: وارد کردن خسران بطور پنهانی و در خفاء به گونه ای که شخص مغبون کاملا غافل(43) از وجود خسران بوده و زمانی متوجه شود که مورد ضرر واقع شده باشد.
ب زیادی و کثرت(44) چیز از دست رفته که دارای اهمیت است. لذا در حدیث آمده: نعمتان مغبون فیهما کثیر من الناس، ألصحه و الفراغ: دو نعمت است که بسیاری از مردم نسبت به آن مغبون شده و یا ناخواسته متحمل ضرر عدم استفاده از آن می شوند و آن دو نعمت سلامتی و آسایش خاطر است.
مؤلف مجمع البحرین بعد از نقل این حدیث(45) شریف می گوید: و من حیث اشتغال المکلف ایام الصحه و الفراغه بالامور الدنیویه یکون مغبونا لانه قد باع ایام الصحه و الفراغه التی لا قیمه لها بشی ء لا قیمه له من الامور الحقیره الفانیه المنغضه بشوائب الکدورات:(46)
چون انسان در زمان سلامتی و آسایش خاطر به امور دنیا سرگرم است، از این جهت مغبون می باشد. چرا که این فرصت طلائی را از دست داد. فرصتی که به هیچ بهائی نمی شود آن را قیمت گذاری کرد و به چیزهای پست و بی ارزش و ناپایدار دنیا فروخت.
دو نعمت سلامتی و آسایش خاطر از مهمترین سرمایه های معنوی انسان می باشند لذا عدم استفاده از آنها از مصادیق غبن شمرده شد. بنابراین کلمه غبن حاکی از اهمیت چیز از دست رفته است.
نتیجه تحقیق اینکه واژه تغابن در لغت عرب به این معنی است که هر یک از دو نفر یا دو گروه از روی غفلت و بدون توجه از دیگری ضرر زیادی متحمل شود و یا به عبارت دیگر هر فرد یا هر گروه دیگری را به طور مرموز و مخفیانه خسران زیادی وارد کند.