فهرست کتاب


برهان قاطع، پیرامون قیامت (جلد دوم)

علی اکبر سیفی‏

تحقیق لغوی

کلمه الازفه اسم فاعل است مصدر آن الازف بر وزن طرب و به معنی نزدیک شدن می باشد و این لغت در موارد نزدیکی زمان کوچ کردن و حرکت قافله و یا سفر به کار می رود. هنگام حرکت قافله گفته می شود ازف الرحیل و هنگام نزدیکی کوچ و سفر گفته می شود ازف الترحل ولی خصوصیتی در این لغت نهفته است که همین امتیاز موجب فرق آن با قرب است و آن خصوصیت عبارت از: ضیق شدن و تنگی وقت و کوتاه شدن فرصت است. به عنوان مثال فردی را در نظر بگیرید، همراه قافله ای باشد که جهت استراحت خیمه و خرگاه زدند و او برای خود غذای مفصلی تدارک ببیند ولی قبل از آنکه غذایش طبخ شود، بیش از دقایقی چند به حرکت قافله نمانده و فرصت تناول غذا نداشته باشد. در مثل چنین موردی گفته می شود ازف الرحیل او الترحل واضح است که این حالت برای انسان بسیار ناگوار و دشوار است. زیرا پس از زحمت فراهم کردن غذا یا هر چیز لذیذ دیگر درست هنگام استفاده و بهره برداری باید به اجبار از آن دست بکشد.
لذا در قاموس اللغه می گوید: الازف محرکه: الضیق و سوء العیش: کلمه ازف به تحریک ز به معنای تنگی وقت و تلخ کامی زندگی می باشد.
بنابراین دو لفظ قرب و ازف گر چه هر دو به معنای نزدیک شدن هستند و در این معنای کلی مشترک می باشند ولی در عین حال فعل ازف از ظرفیت خاصی برخوردار است.

تحقیق قرآنی

با تأمل در آیات شریفه قرآن به این حقیقت پی می بریم، که همان معنای ظریف لغوی در وجه تسمیه قیامت به نام الازفه مقصود می باشد. زیرا رخداد قیامت ناگهانی بوده به گونه ای که کسی فرصت انجام هیچ کاری نداشته، و در هر حالتی که هست، آنرا رها کرده و مجال آن ندارد که کارش را به پایان برساند.
و در صریح آیات و روایات آمده که فرصت سفارش و طلب یاری از کسی ندارد و حتی نمی تواند به منزل برگردد بلکه مجال آن ندارد که لقمه ای را برداشت به دهانش برساند، در سوره زخرف چنین می خوانیم:
هل ینظرون الا الساعه أن تأتیهم بغته و هم لا یشعرون:(30) آیا غیر این انتظار دارند که قیامت ناگهان برپا شده و آنان را غافلگیر کند.
ما ینظرون الا صیحه واحده تأخذهم و هم یخصمون فلا یستطیعون توصیه و لا الی اهلهم یرجعون:(31) فقط منتظر یک غرش مهیب هستند که چون صاعقه ای آنانرا در برگرفته و به کام مرگ فرو می برد، در حالیکه آنان سرگرم اختلاف و درگیری برای مطامع دنیا هستند و فرصت سفارش به کسی نداشته، بلکه توان بازگشت به منزل و دیدار با خانواده را ندارند.
مؤلف تفسیر مجمع البیان در ذیل این آیه می گوید:
و فی الحدیث: تقویم الساعه و الرجلان قد نشرا ثوبهما یتبایعان یطویانه حتی تقوم الساعه و الرجل یرفع أکلته الی فیه فما تصل الی فیه حتی تقوم:
در حدیث وارد شده که قیامت بر پا می شود در حالیکه فروشنده و خریدار معامله را تمام کرده و پارچه را بزاز جهت فروش بریده و آنرا پیچیده که در همین حال قیامت برپا می شود، و شخص لقمه غذا را به طرف دهانش می برد و هنوز به داخل دهان نبرده که ناگهان قیامت رخ می دهد.
جالب اینکه ذیل آیه شریفه مورد بحث اذ القلوب لدی الحناجر کاظمین اشاره به همین معنی دارد زیرا، این جمله بیان معنای مقصود یوم الازفه است و مفهوم آن این است هنگامیکه دلها از شدت اضطراب و طپش در گلوگاه حبس می شود. این اضطراب شدید در اثر نزدیک شدن قیامت بوده و زمانی است که وقت تنگ شده و انسان با مشاهده حوادث غیر عادی و مهیب اطمینان به برپائی قیامت پیدا کرده است. و برای توبه و یا انجام امور زندگی، بلکه هیچ کار دیگر فرصتی نمانده است. در این حال است که اضطراب شدید بر او مستولی گردیده و جانش به گلوگاه می رسد.

یوم الیم

فاختلف الاحزاب من بینهم فویل للذین ظلموا من عذاب یوم ألیم:(32) گروهها و احزاب اهل کتاب در نبوت حضرت عیسی (ع) با هم اختلاف کردند، پس وای بر گروه متجاوز و ستمکار از عذاب روز دردناک قیامت.
کلمه الیم بر وزن فعیل صفت مشبهه است و به معنی دردناک یا دردآور است و چون در قیامت حوادث مهیب و دردناک رخ می دهد به این اسم نامیده شده و صفت مشبهه معنای ثبوت و دوام می دهد. و نیز قیامت آغاز درد و عذاب بی پایان برای کفار و منافقین و گنهکاران است. نکته دیگر اینکه صفت مشبهه دلالت بر ازدیاد و اشتداد وصف دارد و عذاب قیامت عادی نبوده بلکه شدت آن بیش از حد تصور ما است.
نظیر آیه مورد بحث در سوره مریم نیز آمده است، فرمود:
فاختلف الاحزاب من بینهم فویل للذین کفروا من مشهد یوم عظیم:(33) احزاب و دسته های اهل کتاب در رسالت عیسی (ع) اختلاف و نزاع کردند پس وای بر گروهی که نبوت او را انکار کردند از رسوائی مشاهده روزی بزرگ (قیامت).
سیاق این آیه شریفه با آیه مورد بحث یکسان است لذا شاهد بر این مطلب می باشد که مقصود از یوم الیم روز قیامت است. علاوه بر این دو آیه بعد بیانگر همین مطلب است که فرمود: هل ینظرون الا الساعه أن تأتیهم بغته و هم لا یشعرون، ألاخلاء یومئذ بعضهم لبعض عدو الا المتقین(34)