فهرست کتاب


برهان قاطع، پیرامون قیامت (جلد دوم)

علی اکبر سیفی‏

آخرت سرای جاودانه است

در برخی آیات کلمه الاخره صفت برای جایگاه و سرای جاودانه بعد از مرگ آمده و موصوف آن کلمه الدار ذکر شده است.
فرمود: تلک الدار الاخره نجعلها للذین لا یریدون علوا فی الارض و لا فسادا:(3)آن سرای جاودانه و جایگاه ابدی آخرت را برای کسانی قرار خواهیم داد که در صدد طغیان و فساد نباشند.
آری سرای جاودانه، جایگاهی که برای همیشه به اهل ایمان و تقوی آرامش و آسایش بخشیده و هرگز از بین نخواهد رفت.
که فرمود: و ان الدار الاخره هی دار القرار:(4) خانه آخرت همانا جایگاه دائم برای آسایش بوده و برای همیشه به ساکن خود آرامش می بخشد.
نکته جالب اینکه قرار و ثبات مایه ارزش هر چیز بوده گر چه آن چیز از جهت خصوصیات ذاتی کم ارزش می باشد. به عنوان مثال ظرف یا کاسه نشکن و بادوام نزد مردم دارای ارزش می باشد. و نیز بعضی از گیاهان و گلها که در تمام فصول سال سرسبزی و شادابی خود را حفظ کرده و پیوسته دارای گل باشند از گیاهان و گلهای دیگر ارزش بیشتری دارند. و یا ساختمان ها و آپارتمان های بتون آرمه که در مقابل زلزله و سایر حوادث از استحکام و دوام بیشتری برخوردار باشند دارای ارزش و قیمت بالاتری می باشند و بالاخره هر کسی می خواهد هم خودش عمر بیشتر کند و هم اموال و دارایی او از دوام و ثبات برخوردار باشد.
بنابراین دوام و ثبات نزد افراد بشر معیار و ملاک ارزش است.
سرای آخرت از این ارزش برخوردار است و به تعبیر دیگر از این خصوصیات ذاتی برخوردار است، البته در مقایسه با عذاب و درد و مصیبت دوام و ثبات ضد ارزش بوده ولی نسبت به نعمت و آسایش ملاک ارزش است و این ارزش سایر ارزش ها را تحت الشعاع قرار می دهد، چرا که انسان هر چه در نعمت و آسایش بیشتری باشد، هنگام جدایی و فراق از نعمت ها و آسایشی که با آن در دنیا انس پیدا کرده است به رنج و درد بیشتری دچار می گردد و خاطره جدایی همیشگی و افسوس از دست دادن آنها برای او کابوسی وحشت انگیز می شود.
و چه جالب گفته اند بعضی عرفا(5) که: اگر خانه آخرت از سفال ساخته می شد و خانه دنیا از طلا در عین حال ارزش سرای آخرت به خاطر جاودانگی و دوامش از خانه طلائی دنیا - که زودگذر و فانی است - بیشتر بود. و حال این که قصرها و کاخ های آخرت از طلا و نقره بنا شده و خانه دنیا از گل و آجر و گچ و سفال و سایر اشیاء کم ارزش بنا شده است.

انسان از هستی نظام آخرت غافل است

سرای آخرت از حیات و هستی خاصی برخوردار است که مورد غفلت ما می باشد. چرا که در سوره عنکبوت می خوانیم:
و ان الدار الاخره لهی الحیوان لو کانوا یعلمون:(6) اگر مردم توجه داشته و درک کنند - که در این دنیا برایشان قابل درک نیست - همانا سرای آخرت حقیقه و واقعا از حیات و هستی برخوردار است.
و فرمود: یعلمون ظاهرا من الحیوه الدنیا و هم عن الاخره هم غافلون:(7) مردم جلوه ای از زینت ها و مظاهر مادی دنیا را می بینند و آنان بدون شک از حقائق پشت پرده نظام آخرت غافل هستند.
این آیات بیانگر این حقیقت است که لفظ آخرت از دیدگاه قرآن نام نظام هستی جهان پس از مرگ و حیات واقعی اعمال و صفات و اعتقادات ما بوده که مورد غفلت ما می باشد و به اعتقاد بسیاری از فلاسفه و متکلمین در همین دنیا وجود داشته و از هستی برخوردار می باشد. ولی مادامیکه نظام مادی طبیعت بر عالم حاکم است انسان قادر به مشاهده آن نبوده و با فروپاشی نظام طبیعت در حادثه عظیم قیامت، حیات آخرت با تمام خصوصیاتش عیان و آشکار می گردد. لذا در آنجا از جانب خدای تعالی به انسان خطاب می شود:
لقد کنت فی غفله من هذا فکشفنا عنک غطائک فبصرک الیوم حدید:(8) ای انسان تو در دنیا از وجود این حقیقت یعنی نظام هستی آخرت غافل بودی و اکنون که پرده نظام مادی دنیا کنار رفت و حقائق امور کشف و نمایان گشت تیزبین شدی.
ولی از برخی آیات استفاده می شود که نظام آخرت را خدای تعالی پس از فروپاشی نظام دنیا ایجاد می کند. بعنوان نمونه در سوره عنکبوت می خوانیم:
قل سیروا فی الارض فانظروا کیف بدأ الخلق ثم الله ینشی النشأة الاخره(9) از این آیه بوضوح استفاده می شود که نظام هستی آخرت در پی خلقت موجودات دنیا و بعد از فرو ریختن نظام مادی طبیعت ایجاد می شود مانند خلقت اول لذا فرمود: فانظروا کیف بدأ الخلق ثم الله ینشی النشأة الاخره: یعنی نگاه کنید و بیاندیشید که خداوند چگونه موجودات دنیا را آفرید و پس از پایان دنیا خداست که به قدرت خود نظام هستی و خلقت آخرت را ایجاد می کند.
اما اینکه با تحول و حادثه قیامت پرده از نظام هستی آخرت برداشته شود و حیات موجود آخرت که پشت پرده نظام این دنیا مستور و مخفی است آشکار شود خلاف صریح این آیه است.
با اینکه غفلت اساساً در قرآن به معنی بی توجهی به مبدا و معاد و قیامت، به خاطر سرگرمی شدید به دنیا آمده و این معنی اعم از وجود شی ء مغفول عنه در حال غفلت و از قطعی الوقوع بودن آن است گر چه در حال غفلت هنوز تحقق پیدا نکرده باشد. البته این بحث در جلد اول کتاب مفصلا گذشت.
در هر حال حیات و هستی آخرت از جهت اینکه از ثبات و دوام برخوردار بوده و هرگز زائل نمی شود، بر حیاة مادی دنیا برتری وجود دارد. به همین جهت آنجائی که خدایتعالی از قدرت و عظمت خود سخن به میان می آورد حیات آخرت را مقدم بر دنیا داشته و فرمود:
و ان لنا للاخره و الاولی:(10) همانا نظام عالی آخرت و هستی مادی دنیا هر دو از آن ما می باشد.

معیار اختلاف درجات در آخرت

در نظام آخرت درجات و منازل انسانها از جهات گوناگون با اختلاف بیشتر و عمیقتری نسبت به دنیا مشهود می باشد چرا که فرمود: و للاخره أکبر درجات و أکبر تفضیلا:(11) بدون تردید در آخرت درجات و برتری بزرگتر از درجات دنیا بین مؤمنین حاکم است.
از خصوصیات نظام آخرت این است که اختلاف درجات در آخرت به حسب اختلاف ایمان و معرفت و عمل صالح می باشد البته عمل صالح در بالا بردن درجه سهم بیشتری دارد. چرا که در دو سوره انعام و احقاف تصریح به این حقیقت شده است، فرمود:
و لکل درجات مما عملوا:(12) هر یک از مؤمنین در آخرت بر اساس اعمالی که انجام داده اند دارای درجات و منازل خاصی هستند.
و در سوره طه می خوانیم: و من یأته مؤمنا قد عمل الصالحات فاولئک لهم الدرجات العلی:(13) هر کس که در آخرت با ایمان و عمل صالح ذات اقدس احدیت را ملاقات کند از درجات بالائی برخوردار است.
از این آیه دو نکته معلوم می شود یکی اینکه انسان با انجام تمام اعمال صالح از درجات عالیه برخوردار می شود. زیرا جمع محلی به الف و لام در جمله عمل الصالحات افاده عموم می کند. دیگر اینکه انسان با ایمان تنها بدون عمل صالح هرگز به درجات اخروی نائل نمی شود. چرا که ایمان بدون عمل فاقد ارزش بوده بلکه ایمان حقیقی بدون عمل متحقق نمی شود، یعنی عمل صالح شعاع نور ایمان و اثر آن می باشد. و همان گونه که اثر نشانه منشأ اثر می باشد عمل صالح هم نشانه وجود ایمان حقیقی در قلب است.
گواه بر این حقیقت فرموده رسول خدا است
امیر المومنین علی (ع) از رسول گرامی اسلام نقل کرده است که آن حضرت فرمود: یا علی أکتب، فقلت ما أکتب؟ فقال: اکتب، بسم الله الرحمن الرحیم، الایمان ما وقر فی القلوب و صدقته الاعمال:(14) ای علی بنویس، عرض کردم چه بنویسم؟ فرمود: بنویس: بسم الله الرحمن الرحیم: ایمان چیزی است که در قلب انسان جای گرفته و اعمال انسان نشانه وجود آن است.