فهرست کتاب


سیره عملی اهل بیت امام مهدی علیه السلام

سید کاظم ارفع

ابوالحسن علی بن محمد سیمری

او پس از حین بن روح عهده دار نیابت امام زمان علیه السلام و رسیدگی به امور شیعیان بود.
علی بن محمد سیمری به آنچه حسین بن روح انجام می داد اقدام نمود و وقتی عده ای از شیعیان نزد وی جمع شدند و گفتند که وکیل بعد از شما کیست؟ سخنی در این باره اظهار نداشت و گفت: مأمور نیستم که کسی را بعد از خود به عنوان نائب امام علیه السلام به مردم معرفی کنم. یک روز عده ای از بزرگان در اطرافش بودند ناگاه گفت خداوند به شما در مصیبت علی بن بابویه قمی (پدر شیخ صدوق) اجر عنایت فرماید، او در این ساعت از دنیا رفت.
آنان ساعت و روز و ماه را یادداشت کردند، 17 یا 18 روز بعد خبر رسید که در همان ساعت علی بن بابویه قمی رحلت نموده است.(17)
چند روز قبل از وفاتش نامه ای با این مضمون برای او رسید:
بسم اللّه الرّحمن الرّحیم: یا علّی بن محمّد السّمری اعظم اللّه اجر اخوانک فیک: فانّک میّت ما بینک و بین ستّة أیّام فاجمع امرک ولا توص الی احد فیقوم مقامک بعد وفاتک، فقد وقعت الغیبة التامة فلا ظهور الا بعد اذن اللّه تعالی ذکره و ذلک بعد طول الامد وقسوة القلوب و امتلاء الارض جوراً وسیأتی شیعتی من یدّعی المشاهدة ألا فمن ادّعی المشاهدة قبل خروج السّفیانّی و الصّیحة فهو کذّاب مفتر، و لا حول و لا قوّة الاّ باللّه العلّی العظیم.
به نام خداوند بخشنده و مهربان، ای علی بن محمد سمری خداوند در مصیبت تو پاداش برادرانت را عظیم دارد، تو تا شش روز دیگر از دنیا خواهی رفت، پس امور خویش را فراهم آور و به هیچکس وصیت مکن که پس از تو جانشین تو شود، به تحقیق غیبت کبری واقع شد و ظهوری نخواهد بود تا آنگاه که خدای متعال فرمان دهد، و آن پس از مدت طولانی و قساوت دلها و پرشدن زمین از ستم است و بزودی افرادی نزد شیعیان من مدعی مشاهده (و ارتباط با امام غائب به عنوان نائب خاص) می شوند، آگاه باشید که هر کس پیش از خروج سفیانی و پیش از صیحه (خروج سفیانی و صیحه دو علامت از علاماتی هستند که نزدیک ظهور امام عصر ارواحنا فداه واقع می شود) چنین ادعایی نماید دروغگو و افترا زننده است و لا حول ولا قوّة الاّ با اللّه العلّی العظیم(18)
درست روز ششم آخرین سفیر خاص امام علیه السلام ابوالحسن علی بن محمد السمری از دنیا رفت و غیبت کبری آغاز گردید.

نواب عام و مراجع تقلید

با پایان یافتن غیبت صغری که جمعاً 69 سال بود (و اگر مبدأ آن را میلاد امام مهدی علیه السلام حساب کنیم 74 سال بوده) غیبت کبری آغاز شد. در غیبت صغری رابطه مردم با امام علیه السلام به طور کلی قطع نبود ولی محدود بود و هر کس از شیعیان می توانست به وسیله نواب خاص حضرت با آن بزرگوار ارتباط برقرار کرده و مشکلات و مسائل خود را به عرض امام علیه السلام برساند و توسط آنان پاسخ دریافت دارد و گاهی هم برای بعضی مقدور بود که به محضر امام علیه السلام شرفیاب شوند.
ولی در دوران غیبت کبری ارتباط قطع شد و مردم مکلف شدند در مسائل خود به نواب عالم و مراجع تقلید و آگاهان به احکام شرع مراجعه کنند.
حضرت بقیة الله علیه السلام در توقیع مبارک خویش چنین نوشتند: عذر و بهانه ای برای هیچیک از دوستان ما در تشکیک نسبت به آنچه ثقات ما از ما نقل می کنند نیست، دانستند که ما سرّ خود را به آنان واگذار کردیم و به آنان دادیم. (19)
شیخ طوسی و شیخ صدوق و شیخ طبرسی رضوان الله تعالی علیهم از اسحاق بن عمار نقل کرده اند که گفت: مولای ما حضرت مهدی علیه السلام (در مورد تکلیف شیعه در زمان غیبت) فرموده است:
و امّا الحوادث الواقعة فارجعوا فیها الی رواة حدیثنا فانّهم حجّتی علیکم و انا حجّة اللّه علیهم(20) در حوادث و پیشامدهایی که واقع می شود به روایت کنندگان حدیث ما رجوع کنید که آنان حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر آنان می باشم.
و نیز امام صادق علیه السلام می فرماید:
و امّا من کان من الفقهاء صائناً لنفسه حافظاً لدینه مخالفاً لهواه مطیعاً لامر مولاه فللعوام ان یقلّدوه(21)
هر یک از فقهاء که مراقب نفس و نگهبان دینش، و مخالف هوی و هوسش، و مطیع فرمان مولایش (یعنی ائمه علیهم السلام) باشد بر عوام لازم است که از او تقلید کنند.
و مرحوم طبرسی در کتاب احتجاج از امام صادق علیه السلام حدیث مفصلی را نقل می کند که عمر بن حنظله از امام صادق علیه السلام سؤال نمود، آنگاه حضرت در بخشی از پاسخ چنین فرمود:
من کان منکم ممّن قد روی حدیثنا، و نظر فی حلالنا و حرامنا، و عرف احکامنا، فلیرضیا به حکماً، فانّی قد جعلته علیکم حاکماً فاذا حکم بحکم و لم یقبله منه فانّما بحکم اللّه استخفّ، و علینا ردّ، والّراد علینا کافر وراد علی اللّه، و هو علی حدّ من الشّرک باللّه.(22)
هر کس از میان شما احادیث ما را نقل کند و در حلال و حرام ما صاحب نظر باشد و آشنای به احکام ما باشد به حکم و فتوای او رضایت بدهید. زیرا که من ایشان را بر شما حاکم قرار داده ام و اگر ایشان حکمی را صادر نمایند و کسی آن را قبول نکند بداند که حکم خدا را سبک شمرده و در واقع ما ائمه را رد کرده و کسی که ما را رد کند کافر است و خدا را رد کرده و تا حد شرک به خدا پیش رفته است.
بنابراین در زمان غیبت کبری امور مسلمین به دست ولی فقیه است و باید حلال و حرام خدا با نظر آنها بیان شود و بر کسی که به درجه اجتهاد و استنباط احکام نرسیده واجب و لازم است که از آن بزرگوار که تأیید شده ائمه خاصه حضرت بقیة اللّه روحی له الفداء هستند تبعیت و تقلید نماید.

کلمات حکمت آمیز

انّه لیس بین اللّه عزّوجلّ و بین احد قرابة، و من انکرنی فلیس منّی و سبیله سبیل ابن نوح
به درستی که بین خداوند تبارک و تعالی و احدی از بندگانش قرابت و فامیلی وجود ندارد و هر کس منکر وجود من شود از من نیست و راه او راهی است که پسر نوح رفت!
امّا ظهور الفرج فانّه الی اللّه و کذب الوقّاتون.
هنگام ظهور فرج را خدا می داند و بس و هر که برای ظهور من وقتی تعیین کند دروغگو است.
و انّی اخرج حین اخرج ولا بیعة" لاحد من الطّواغیت فی عنقی
من زمانی قیام می کنم که بیعت هیچ طاغوتی را بر گردن نداشته باشم.
و امّا وجه الانتفاع بی فی غیبتی، فکا لانتفاع بالشّمس اذا غیّبها عن الأبصار السّحاب. نوع بهره برداری از وجود من در زمان غیبت همانند بهره برداری از وجود خورشید است هنگامی که پشت ابرها از دیدگان پنهان می گردد.
و انّی لأمان لاهل الارض کما انّ النّجوم امان لاهل السّماء
من امان اهل زمین هستم همانطور که ستارگان امان اهل آسمانند.
و اکثر الدّعاء بتعجیل الفرج، فانّ ذلک فرجکم
برای تعجیل در فرج (امام زمان خویش) زیاد دعا کنید که فرج او گشایش و فرج شما نیز هست.
انّا غیر مهملین لمراعاتکم ولا ناسین لذکرکم
بدانید که ما مراعات حال شما (دوستان و شیعیان را) می کنیم و هیچگاه شما را فراموش نمی کنیم.
فلیعمل کلّ امرء منکم بما یقرّب به من محبّتنا، و یتجنّب ما یدنیه من کراهتنا و سخطنا
به گونه ای عمل کند که رفتارتان شما را به محبت ما نزدیک کند و کراهت و غضب ما را از شما دور نماید. (جلد دوم احتجاج 324 - 269)
انّ الحقّ معنا و فینا لا یقول ذلک سوانا الاّ کذّاب مفتر ولا یدّعیه غیرنا الاّضال غویّ
حق با ما و درباره ماست و کسی جز ما نباید چنین ادعایی بنماید مگر آنکه دروغگو و افترا زننده باشد و غیر ما اگر چنین ادعایی را بنماید گمراه و فریبکار است.(23)