سیره عملی اهلبیت علیه السلام امام حسن عسکری علیه السلام

سید کاظم ارفع

ابوعمر و عثمان بن سعید عمری

نایب اول امام عصر عج در غیبت صغری است، مردی بزرگوار و مؤثق و از بزرگان اصحاب و وکلاء امام هادی و امام عسکری و امام قائم علیهم السلام می باشد، از سن یازده سالگی در خدمت حضرت امام هادی علیه السلام نشو و نما یافته و رابط و واسطه میان مردم و امام هادی و امام عسکری و امام عصر علیهم السلام می بود. و گاه به دست او کراماتی بروز می کرد. همچنانکه اشاره شد او اولین نائب از نواب خاص امام عصر (عج) است و قبلاً نیز امام هادی و امام عسکری علیهما السلام مردم را به وی ارجاع می دادند تا مسائل و احکام را از او فراگیرند، امام هادی و امام عسکری علیهاالسلام هر یک درباره او می فرمودند: ابوعمر و (عثمان بن سعید) مورد وثوق و امین من است، آنچه نقل می کند از من نقل می کند، و آنچه به شما برساند از جانب من به شما رسانده است.(34)

کلمات حکمت آمیز

لاتمار فیذهب بهاؤک ولا تمازح فیجتر اعلیک.
نزاع و جدال مکن که آبرویت می رود، و شوخی مکن که بر تو جرأت می یابند.
من رضی بدون الشرف من المجلس لم یزل الله و ملائکته یصلون علیه حتی یقوم.
هر کس به نشستن در پائین مجلس (از روی تواضع و فروتنی) راضی باشد تا مادامی که بر می خیزد خداوند تبارک و تعالی و فرشتگان به او درود می فرستند.
من التواضع السلام علی کل من تمربه.
سلام کردن به هر که با او برخورد می کنی از نشانه های تواضع است.
اورع الناس من وقف عند الشبهة
پرهیزکارترین مردم کسی است که در برابر مسائل شبهه انگیز توقف کند و انجام ندهد.
قلب الأحمق فی فمه وفم الحکیم فی قلبه.
قلب انسان احمق در دهان اوست و دهان انسان حکیم و فهمیده در قلب اوست.
لا یشغلک رزق مضمون عن عمل مفروض
هیچگاه روزی نامشروع ترا از انجام واجبات بازندارد.
صدیق الجاهل تعب
همنشینی با نادان رنج آور است.
لیس من الادب اظهار الفرح عند المحزون
شادمانی نزد اندوهگین دور از ادب است.
من وعظ اخاه سراً فقد زانه و من وعظه علانیة فمد شانه
آنکه برادر خود را پنهانی اندرز می دهد او را آراسته است، و آنکه آشکار و در حضور دیگران اندرز دهد او را بدنام ساخته است.
رباضة الجاهل ورد المعتاد عن عادتة کالمعجز
نادان را دانا ساختن و معتاد را ترک اعتیاد دادن همانند معجزه است.
التواضع نعمة لا یحسد علیها.
فروتنی نعمتی است که مورد رشک قرار نمی گیرد.
(از تحف العقول، 489 - 486)
در ایام کودکی امام علیه السلام شخصی آن حضرت را دید که می گوید و دیگر کودکان به بازی مشغولند، پنداشت گریه آن گرامی برای اسباب بازی است که سایر کودکان دارند و او ندارد به امام عرض کرد: برایتان اسباب بازی بخرم؟!
امام علیه السلام فرمود:
یا قلیل العقل ما للعب خلقنا
ای کم خرد، ما برای بازی آفریده نشده ایم.
پرسید: پس برای چه آفریده شده ایم؟ فرمود:
للعلم و العبادة
برای علم و عبادت.
پرسید: از کجا چنین می گویی؟
فرمود: از کلام خدای عزیز و جلیل، که در قرآن می فرماید:
افحسبتم انما خلقناکم عبثا وانکم الینا لاترجعون.
آیا می پندارید شما را بیهوده آفریدم و به سوی ما باز نمی گردید؟!
علیک بالاقتصاد وایاک و الاسراف.
بر تو باد به میانه روی در زندگی، و از اسراف و زیاده روی بپرهیز.
(احقاق الحق، ج 12، ص 467 و 473)

شهادت امام علیه السلام

امام حسن عسکری علیه السلام روز جمعه هشتم ماه ربیع الاول سال دویست و شصتم از هجرت هنگام نماز صبح به شهادت رسید ابن بابویه و دیگران گفته اند که معتمد عباسی آن بزرگوار را به زهر شهید نمود.
ابوسهل می گوید: در محضر امام عسکری علیه السلام بودم که امام به خادم خود فرمود مقداری آب با مصطلکی بجوشاند پس از آنکه آماده شد مادر حضرت حجت (عج) آن را برای امام علیه السلام آورد، همینکه خواست قدح را به دست آنجناب بدهد و حضرت بیاشامد دست مبارکش لرزید و قدح به دندانهای ثنایای نازنینش خورد و قدح را بر زمین گذاشت و به خادم خود فرمود: داخل این اتاق می شوی و کودکی را به حال سجده می بینی، او را نزد من بیاور.
ابوسهل می گوید که خادم گفت: من وارد اتاق شدم ناگاه چشمم به کودکی افتاد که سر به سجده نهاده بود و انگشت سبابه را به سوی آسمان بلند کرده بود. به آن گرامی سلام کردم آن حضرت نماز و سجده را مختصر کرد پس از پایان نماز عرض کردم که آقای من می فرماید شما نزد او بروید. در همین هنگام مادر بزرگش آمد و دستش را گرفت و نزد پدرش برد.
ابوسهل می گوید چون آن کودک به محضر امام حسن عسکری علیه السلام رسید سلام کرد، بر چهره اش نگاه کردم واذاً هو دری اللون وفی شعر رأسه قطط مفلج الاسنان، دیدم که رنگ چهره مبارکش روشنایی و تلألؤ دارد و موی سرش به هم پیچیده و مجعد است و ما بین دندانهایش گشاده است. همینکه اما حسن علیه السلام نگاهش به فرزندش افتاد بگریست و فرمود: یا سید اهلبیته اسقنی الماء فانی ذاهب الی ربی، ای سید اهل بیت خود مرا آب بده، همانا من به سوی پروردگار خویش می روم. آن آقازاده قدح آب جوشانیده با مصطکی را به دست خویش گرفت و بر دهان پدر گذاشت و او را سیراب کرد. آنگاه فرمود: مرا آماده کنید که می خواهم نماز بخوانم، سپس روی به فرزند کرد و فرمود: پسرم بشارت باد ترا که تویی مهدی و حجت خدا بر روی زمین و تویی پسر من و منم پدر تو و تویی م ح م د بن الحسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابیطالب علیهم السلام و پدر توست رسول خدا صلی الله علیه وآله و تویی خاتم ائمه طاهرین و نام تو همنام رسول خدا است و این عهدی است به من از پدرم و پدرهای طاهرین توصلی الله علی اهل البیت ربنا انه حمید مجید و در همان هنگام به شهادت رسید.(35)

...................) Anotates (.................
1) بحار، ج 50 ص 236 و منتهی الآمال، ج 2، ص 449.
2) بحار، ج 50، ص 245.
3) کمال الدین، ج 2، ص 194.
4) اصول کافی، ج 1، ص 512 و بحار، ج 50، ص 254.
5) احقاق الحق، ج 12، ص 470.
6) احقاق الحق، ج 12، ص 464.
7) بحار، ج 50، ص 253.
8) بحار، ج 50، ص 254.
9) ارشاد مفید، ص 324.
10) مناقب، ج 4، ص 424.
11) بحار، ج 50، ص 316.
12) بحار، ج 50، ص 323.
13) ارشاد مفید، ص 318 و 322.
14) ارشاد مفید، ص 318 و 322.
15) فاطر - 32.
16) بحار، ج 50، ص 259.
17) بحار، ج 50، ص 262.
18) سبأ 114.
19) زندگانی امام حسن عسکری، ص 28، نقل از انوار البهیه،

20) بحار، ج 50، ص 274.
21) بحار، ج 50 ص 274.
22) بحار، ج 50 ص 276 و 290.
23) بحار، ج 50، ص 274.
24) بحار، ج 50، ص 290.
25) بحار، ج 50 ص 276 و 290.
26) کشف الغمه، ج 3، ص 305.
27) کشف الغمه، ج 3 ص 305.
28) مناقب، ج 4، ص 439 و 435.
29) بحار، ج، ص 318.
30) منتهی الآمال، ج 2، ص 473
31) منتهی الآمال، ج 2، ص 474.
32) پیشوای یازدهم، ص 40.
33) منتهی الآمال ج 2، ص 476.
34) پیشوای یازدهم، ص 41.
35) بحار، ج 50، ص 333 و منتهی الآمال، ج، ص 472.