سیره عملی اهل بیت (ع) حضرت امام علی النقی الهادی (ع)

سید کاظم ارفع

کلمات حکمت آمیز

الدنیا سوق ربح فیها قوم و خسر آخرون
دنیا بازاری است که گروهی در آن سود می برند و گروهی زیان.
من اتقی الله یتقی، و من اطاع الله یطاع، و من اطاع الخالق لم یبال سخط المخلوقین
کسی که از خدا پروا داشته باشد از او پروا دارند، و کسی که از خدا اطاعت کند از او اطاعت کنند، و کسی که از آفریدگار اطاعت کند از خشم آفریدگار باکی ندارد.
ان المحق السفیة یکادان یطفی نور حقه بسفهه
کسی که حق با اوست ولی سفیهانه عمل می کند ممکن است نور حقش را به جهت عمل سفیهانه اش خاموش سازد.
من هانت علیه نفسه فلا تأمن شرّه
آنکس که شخصیت خویش را ناچیز انگاشته و برای خود ارزشی قائل نیست، از شر او ایمن مباش.
من جمع لک وده ورأیه فاجمع له طاعتک
کسی که دوستی و خیرخواهی و نظرش را در اختیار تو بگذارد تو نیز اطاعت خود را در اختیار او بگذار و پذیرش داشته باش.
ان الظالم الحالم یکاد ان یعفی علی ظلمه بحلمه
ستمکار بردبار ممکن است به خاطر حلم و بردباریش مورد عفو قرار گیرد.
ان الله جعل الدنیا دار بلوی و الاخرة دار عقبی و جعل بلوی الدنیا لثواب الآخرة سبیاً و ثواب الآخرة من بلوی الدنیا عوضاً.
خداوند تبارک و تعالی دنیا را محل گرفتاریها و بلایا قرار داده و جهان آخرت را خانه آرامش، و ثواب آخرت را به خاطر بلای دنیا و به عنوان آن قرار داده است.

شهادت امام علیه السلام

سال شهادت امام علیه السلام، 254 هجری روز شهادت سوم ماه رجب و عمر شریفش چهل و دو سال بود و در سن هشت سال و پنج ماه به مقام ارزشمند امامت سرافراز گردید.
مرحوم مجلسی می نویسد: امام هادی علیه السلام سیزده سال در مدینه طیبه اقامت داشت و بعد از آن متوکل آن گرامی را به اجبار به سر من رأی برد و حدود بیست سال در این شهر در خانه ای بود که اکنون محل دفن آن حضرت است.
ابود عامه می گوید جهت عیادت امام هادی علیه السلام به محضرشان شرفیاب شدم که امام به همان علت بیماری به شهادت رسید. همینکه خواستم از خدمتشان مرخص شوم به من فرمود: ای ابود عامه حق تو بر من واجب شده می خواهی حدیثی برای تو نقل کنم که شاد شوی، عرض کردم خیلی محتاجم و مشتاقم؟!
امام علیه السلام فرمود: حدیث کرد مرا پدرم محمد بن علی از پدرش علی بن موسی از پدرش موسی بن جعفر از پدرش جعفر بن محمد از پدرش محمد بن علی از پدرش علی بن الحسین از پدرش حسین بن علی از پدرش علی بن ابیطالب از رسول خدا صلوات الله علیهم اجمعین پس به من فرمود:
بسم الله الرحمن الرحیم الایمان ما وقرته القلوب و صدقته الاعمال، و الاسلام ماجری به اللسان وحلت به المناکحة.
ایمان آن است که دلها پذیرای آن باشد و اعمال آن را نشان دهد و تصدیق کند، و اسلام آن است که بر زبان جاری گردد و ازدواج را حلال گرداند.
ابوعامه گفت: عرض کردم ای پسر رسول خدا نمی دانم که کدام یک از این دو بهتر است این حدیث یا سلسله سند آن؟
امام علیه السلام فرمود: این حدیث در صحیفه ای است به خط امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب و املاء رسول الله صلی الله علیه و آله و به هر یک از ما به ارث رسیده است. (36)
آن طور که مشهور است معتمد عباسی برادر معتز آن بزرگوار را مسموم کرد و مسعودی هم در مروج الذهب می نویسد که انه مات مسموعاً علیه السلام
در وقت شهادت آن امام بزرگوار کسی جز امام حسن عسکری علیه اسلام نزد آن حضرت نبود ولی برای تشییع ایشان امراء و اشراف حاضر شدند و امام حسن علیه السلام در هنگام تشییع گریبان خود چاک زد و بعضی از نادانان بر آن حضرت اعتراض کردند امام فرمود: آنها چه می دانند از احکام خدا. حضرت موسی علیه السلام به خاطر مرگ هارون و در ماتم او گریبان چاک زد.
شدت گرما در هنگام تشییع و غسل و کفن و دفن به حدی بود که امام حسن عسکری علیه السلام در هنگام مراجعت به دکان بقالی رسیدند که آب پاشیده بود به طوری که خنک شده بود، امام علیه السلام چون هوای خنک آنجا را دید سلام کرد و اجازه خواست که آنجا بنشیند و لحظه ای استراحت نماید. صاحب دکان اجازه داد. آن حضرت نشست و مردم نیز اطراف آن بزرگوار ایستادند، در این هنگام جوان خوشرویی با جامعه نظیف وارد شد در حالی که سوار بود از مرکب پیاده شد و امام را بر آن سوار نمود و به خانه برد و از عصر همان روز درب خانه امام حسن عسکری به روی مردم باز بود و به سؤالات و مشکلات مردم پاسخ می داد.
پایان




...................) Anotates (.................
1) بحار، ج 50، ص 114.
2) لطائف الطوائف، ص 411.
3) معانی الاخبار، ص 123.
4) انوارنعمانیه، ص 404.
5) احقاق الحق، ج 12، ص 453.
6) احقاق الحق، ج 12، ص 454.
7) احقاق الحق، ج 12، ص 451.
8) اعلام الوری، ص 360.
9) بحار الانوار، ج 5، ص 141.
10) مناقب، ج 4، ص 416.
11) بحار، ج 50، ص 124.
12) بحار، ج 50، ص 125.
13) مناقب، ج 4، ص 414.
14) امالی صدوق، ص 412.
15) بحار، ج 50، ص 147.
16) بحار، ج 50، ص 147.
17) کافی، ج 1، ص 502.
18) بحار، ج 50، ص 164.
19) مناقب، ج 4، ص 414.
20) منتهی الامال، ج 2، ص 432.
21) منتهی الآمال، ج 2، ص 433.
22) منتهی الآمال، ج 2، ص 433.
23) روضات الجنان، ص 356.
24) معجم رجال الحدیث، ج 10، ص 48.
25) معجم رجال الحدیث، ج 1، ص 46.
26) بحار، ج 50، ص 164. پاورقی.
27) منتهی الآمال، ج 2، ص 446.
28) پیشوای دهم، ص 64.
29) منتهی الآمال، ج 2، ص 446.
30) مائده - 60.
31) احزاب - 57.
32) کهف - 47.
33) حج - 10.
34) یونس - 45.
35) تحف العقول 457 - 458.
36) مروج الذهب، ج 4، ص 85.