فهرست کتاب


سرگذشتهای عبرت انگیز

محمد محمدی اشتهاردی‏

14- خنده عبرت

گویند: وقتی که برادران یوسف علیه السلام، او را در چاه آویزان کردند تا او را به آن بیفکنند، طبیعی است که یوسف خردسال در این حال محزون و غمگین بود، اما در این میان غم و اندوه، دیدند لبخندی زد، خنده ای که همه برادران را شگفت زده کرد، از هم می پرسیدند، یعنی چه؟ اینجا جای خنده نیست؟ گفتند بهتر است از خودش بپرسیم.
یکی از برادران که یهودا نام داشت، با شگفتی پرسید: برادرم یوسف! مگر عقل خود را باخته ای، که در میان غم و اندوه، می خندی؟ خنده ات برای چیست؟
یوسف با جمال، که به همان اندازه و بیشتر با کمال نیز بود، دهانش چون غنچه بشکفید و گفت:
روزی به قامت شما برادران نیرومندم نگریستم، با خود گفتم: ده برادر نیرومند دارم، دیگر چه غم دارم! آنها در فراز و نشیب زندگی مرا حمایت خواهند کرد و اگر دشمنی به من سوء قصد داشته باشد، با بودن چنین برادران شجاع و برومندی، چنین قصدی نخواهد کرد، و اگر سوء قصدی کند، آنها مرا حفظ خواهند کرد.
اما چرا خدا را فراموش کردم، و به برادرانم بالیدم، اکنون می بینم همان برادرانم که به آنها بالیدم، پیراهنم را از بدنم بیرون کشیدند و مرا به چاه می افکنند.
این راز را دریافتم که باید به غیر خدا تکیه نکنم، خنده ام خنده عبرت بود، نه خنده خوشحالی.(37)

15- غذای حلال و طیب

یکی از پادشان، آهویی برای یکی از علمای بزرگ اسلام فرستاد، و پیام داد که این آهو حلال است، از گوشت آن بخور، زیرا من آن را با تیری که به دست خودم آنرا ساخته ام، صید کرده ام، و در هنگام صید آن، بر اسب سوار بودم که آن اسب را از پدرم ارث برده ام.
آن عالم در پاسخ گفت: بیاد دارم یکی از پادشان به حضور استادم آمد و دو پرنده دریایی به او تقدیم کرد و گفت: از گوشت این دو بخور، من این دو پرنده را با سگ شکاری خودم صید کرده ام.
استادم گفت: سخن درباره این دو پرنده نیست، سخن در غذایی است که به سگ شکاری خود می دهی؟ آیا آن سگ، مرغ کدام پیره زنی را خورده تا برای صید، نیرومند شده است؟
بنابراین این آهویی که تو خودت با تیر ساخته خودت در حالی که بر اسب به ارث رسیده از پدرت سوار شدی، صید کردی، همه اش فرضاً درست، ولی آن است از جو کدام ستم کشیده خورده است؟ که نیروی حمل تو را برای صید یافته است؟ سخن در این است! آری باید علاوه بر غذای حلال، غذای طیب خورد.

16- برکت خانه

عمه پیامبر صلی اللّه علیه و آله به حضور پیامبر صلی اللّه علیه و آله رسید، پیامبر از او احترام کرد و پس از احوالپرسی، فهمید که او در خانه خود دامپروری ندارد فرمود:
عمه جان! چه باعث شده که تو در منزل دارای برکت باشی.
عرض کرد: برکت در چیست؟
فرمود:برکت در گوسفند شیرده است سپس اضافه کرد: هرکس در خانه خود گوسفند شیرده از بز و میش یا گاو داشته باشد سرچشمه برکت را دارا است، زیرا اینها مایه برکت هستند(38)