حدیث معراج

سید محمد رضا غیاثی کرمانی‏

14. اوصاف زاهدان

فقال: یا رب! من هؤلاء الزاهدون الذین وصفتهم؟
قال: الزاهد هو الذی لیس له بیت یخرب فیغتم لخرابه و لا له ولد یموت فیحزن لموته و لا له شی ء یذهب فیحزن لذهابه و لا یعرفه انسان لیشغله عن الله طرفة عین لا له ثوب لین.
یا أحمد! ان وجوه الزاهدین مصفرة من تعب اللیل و صوم النهار و ألسنتهم کلال إلا من ذکر الله تعالی. قلوبهم فی صدورهم مطعونة من کثرة صمتهم. قد أعطوا المجهود فی أنفسهم لا من خوف نار و لا من شوق جنة. و لکن ینظرون فی ملکوت السماوات و الأرض فیعلمون أن الله سبحانه أهل للعبادة.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله عرض کرد: خداوندا! این زاهدان که توصیفشان کردی چه کسانی هستند؟
فرمود: زاهد آن کسی است که خانه ای ندارد که اگر خراب شد، غم بخورد. فرزندی نداری که اگر مرد، محزون شود و هیچ چیز ندارد که اگر از دست رفت، غصه بخورد(19)و هیچکس را نمی شناسد که او را لحظه ای از یاد خدا غافل کند.(20)غذای اضافی ندارد که از او بطلبند و لباس نرم نمی پوشد.(21)
ای احمد! چهره اهل زهد، از شب زنده داری و روزه، زرد و زبان آنها از شدت ذکر خداوند، خسته شده است. قلبهاشان در سینه هایشان، از مداومت سکوت، مجروح شده است.
آنان هر چه در توان دارند (در عبادت) کوشش می کنند ولی نه به خاطر ترس از جهنم یا شوق بهشت، بلکه در ملکوت آسمان و زمین می نگرند و می یابند که خداوند سبحان شایسته عبادت است.(22)

15. زاهدان امت پیامبر و بنی اسرائیل

قال: یا رب! أی الزهاد أکثرأ زهاد أمتی أم زهاد بنی اسرائیل؟
قال: ان زهاد بنی اسرائیل من زهاد امتک کشعرة سوداء فی بقرة بیضاء.
فقال: یا رب! و کیف ذلک و عدد بنی اسرائیل أکثر؟
قال: لأنهم شکوا بعد الیقین و جحدوا بعد الاقرار.
قال النبی صلی الله علیه و آله : فحمدت الله تعالی و شکرته و دعوت لهم بالحفظ و الرحمة و سائر الخیرات.
پیامبر صلی الله علیه و آله عرض کرد: خداوندا! آیا زاهدان امت من بیشترند یا زهاد بنی اسرائیل؟
فرمود: مقدار زاهدان بنی اسرائیل در مقام مقایسه با زهاد امت تو، به اندازه یک موی سیاه در بدن یک گاو سفید است.
عرض کرد: چگونه چنین است در حالی که تعداد بنی اسرائیل بیشتر از تعداد امت من است؟
فرمود: چون آنها پس از یقین، شک کردند و بعد از اقرار به حقیقت، آن را انکار کردند.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: من شکر و حمد خدای تعالی را بجا آوردم و دعا کردم که خداوند آنها را حفظ و رحمت فرماید و سایر خیرات را بر آنان نازل کند.

16. تشبیه تقوا

یا أحمد! علیک بالورع فان رأس الدین و وسط الدین و آخر الدین. ان الورع به یتقرب الی الله تعالی.
یا أحمد! ان الورع زین المؤمن و عماد الدین. مثله کمثل السفینة کما أن فی البحر لا ینجو الا من کان فیها کذلک لا ینجو الزاهدون الا بالورع.
یا أحمد! ما عرفنی عبد و خشع لی الا و خشع له کل شی ء.
یا أحمد! الورع یفتح علی العبد أبواب العبادة فیکرم به العبد فی الخلق و یصل به الی الله عز و جل.
ای احمد! بر تو باد به تقوا، که صدر و ساقه و ذیل دین، تقوا است و به وسیله آن، بنده می تواند به خداوند تعالی تقرب یابد.
ای احمد! تقوا، زینت مؤمن و پایه و ستون دین است. تقوا، چونان کشتی است؛ همان گونه که از دریا جز با کشتی نمی توان نجات یافت زاهدان نیز جز با تقوا نمی توانند نجات یابند.
ای احمد! هیچکس نیست که مرا عبادت کند و در مقابل من خشوع کند مگر آنکه همه چیز در برابر او خاشع شود.
ای احمد! تقوا درهای عبادت را به روی بنده می گشاید؛ در نتیجه، بنده، نزد خلق گرامی می شود و به وسیله آن به قرب خدای عزوجل می رسد.