حدیث معراج

سید محمد رضا غیاثی کرمانی‏

11. اوصاف دنیا زدگان

یا أحمد أبغض الدنیا و أهلها و أحب الآخرة و أهلها.
قال: یا رب! و من أهل الدنیا و من أهل الآخرة؟
قال: أهل الدنیا من کثر أکله و ضحکه و نومه و غضبه، قلیل الرضا، لا یعتذر إلی من أساء الیه و لا یقبل عذر من اعتذر الیه. کسلان عند الطاعة شجاع عند المعصیة. أمله بعید و أجله قریب لا یحاسب نفسه. قلیل المنفعة، کثیر الکلام، قلیل الخوف، کثیر الفرح عند الطعام، و ان أهل الدنیا لا یشکرون عند الرخاء و لا یصبرون عند البلاء. کثیر الناس عندهم قلیل. یحمدون أنفسهم بما لا یفعلون و یدعون بما لیس لهم و یتکلمون بما یتمنون. و یذکرون مساوئ الناس و یخفون حسناتهم.
فقال: یا رب! کل هذا العیب فی أهل الدنیا؟
قال: یا أحمد! ان عیب أهل الدنیا کثیر، فیهم الجهل و الحمق، لا یتواضعون لمن یتعلمون منه و هم عند أنفسهم عقلاء و عند العارفین حمقاء.
ای احمد! دنیا و اهل آن را دشمن بدار و آخرت و اهل آن را دوست بدار.
عرض کرد: ای خدای من! اهل دنیا و اهل آخرت چه کسانی هستند؟ فرمود: اهل دنیا کسی است که خوردن و خندیدن و خواب و غضبش زیاد و رضایت او کم می باشد. اگر به کسی بدی کرد از او پوزش نمی طلبید و عذر کسی را که از او عذرخواهی می کند نمی پذیرد. هنگام عبادت، کسل و هنگام معصیت، شجاع است. آرزویش دور و دراز و مرگش نزدیک است. به حساب خود نمی پردازد. نفعش به دیگران کم می رسد. حرف زیاد می زند، ترس کم دارد. هنگام رسیدن به غذا، بسیار شادمان می شود.
اهل دنیا هنگام نعمت، شکر و هنگام بلا، صبر نمی کنند. به کارهایی که انجام نداده اند خودستایی می کنند و چیزی را ادعا می کنند که واجد آن نیستند و از روی آرزو و هوس سخن می گویند. عیوب دیگران را بازگو ولی خوبی های آنها را مخفی می کنند.
عرض کرد: آیا اهل دنیا این همه عیب دارند؟
فرمود: ای احمد! اهل دنیا عیب فراوان دارند. جاهلند، احمقند، در مقابل استاد خود متواضع نمی کنند، خود را عاقل می پندارند در حالی که نزد اهل معرفت احمق هستند.

12. اوصاف اهل آخرت

یا أحمد! ان أهل الخیر و أهل الآخرة رقیقة وجوههم، کثیر حیاؤهم، قلیل حمقهم، کثیر نفعهم قلیل مکرهم، الناس منهم فی راحة أنفسهم منهم فی تعب، کلامهم موزون، محاسبین لأنفسهم متعیبین لها، تنام أعینهم و لا تنام قلوبهم. أعینهم باکیة و قلوبهم ذاکرة، اذا کتب الناس من الغافلین کتبوا من الذاکرین. فی أول النعمة یحمدون، و فی آخرها یشکرون.
دعاؤهم عند الله مرفوع و کلامهم مسموع. تفرح بهم الملائکة و یدور دعاؤهم تحت الحجب یحب الرب أن یسمع کلامهم کما تحب الوالدة الولد. و لا یشغلون عنه طرفة عین و لا یریدون کثرة الطعام و لا کثرة الکلام و لا کثرة اللباس.
الناس عندهم موتی و الله عندهم حی کریم. یدعون المدبرین کرماً و یریدون المقبلین تلطفا. قد صارت الدنیا و الآخرة عندهم واحدة.
ای احمد! اهل خیر و آخرت شرمگین اند.(15)حیای آنها زیاد و حماقتشان کم و نفع آنان فراوان و حیله آنان اندک است. مردم از دست آنان در رفاهند ولی خودشان از دست خویش در رنجند.
کلامشان سنجیده است. به حساب خود می پردازند. خود را به زحمت می افکنند. چشمهایشان می خوابد ولی قلبشان نمی خوابد. چشمانشان گریان و قلبهایشان به یاد خداست. هنگامی که دیگر مردمان در غفلت به سر می برند آنان در ذکر و یاد حق هستند. در آغاز نعمت، ستایش الهی و در پایان آن شکر خدا را به جای می آورند. دعایشان نزد خدا مقبول و سخن ایشان نزد پروردگار پذیرفته است و وجود آنان مایه مباهات و خشنودی فرشتگان است. و دعای آنان زیر حجاب ها می چرخد. خداوند دوست دارد کلام آنان را بشنود آنگونه که مادر دوست دارد به کلام فرزند خود گوش دهد.(16)از خداوند لحظه ای غافل نمی شوند. پرخوری و پرگوئی و پوشیدن لباسهای متنوع و زیاد و رنگارنگ را دوست ندارند. مردم نزد آنها مردگانند(17)و خداوند، زنده کریم.
آنهایی را که از ایشان رخ برتافتند با بزرگواری فرا می خوانند و آنان را که به اینان روی آورده اند با مهربانی می پذیرند. دنیا و آخرت نزد آنها یکسان است.(18)

13. پاداش زاهدان

یا أحمد! هل تعرف ما للزاهدین عندی؟
قال: لا یا رب.
قال: یبعث الخلق و یناقشون الحساب و هم من ذلک آمنون. ان أدنی ما أعطی الزاهدین فی الآخرة أن أعطیهم مفاتیح الجنان کلها حتی یفتحوا أی باب شاءوا و لا أحجب عنهم وجهی و لأنعمنهم بألوان التلذذ من کلامی و لأجلسنهم فی مقعد صدق و أذکرهم ما صنعوا و تعبوا فی دار الدنیا و أفتح لهم أربعة أبواب باب، یدخل علیهم الهدایا بکرة و عشیاً من عندی، و باباً ینظرون الی الظالمین کیف یعذبون، و باباً یدخل علیهم منه الوصائف و الحور العین.
ای احمد! آیا می دانی که پاداش زاهدان نزد من چیست؟ عرض کرد: خیر، ای پروردگار من.
فرمود: مردم محشور می شوند و در حساب آنها مناقشه و دقت می شود ولی آنان از این امر در امان هستند. کمترین چیزی که به زاهدان می دهم آن است که کلیدهای بهشت را عطایشان می کنم تا از هر دری که خواستند وارد بهشت شوند. و میان جمال خودم و آنان پرده ای قرار نمی دهم. لذتهای گوناگون گفتگوی با خودم را به آنان می چشانم و آنها را در جایگاه صادقان می نشانم و کارهای دنیا و رنج هایی را که کشیده اند به یادشان می آورم و چهار در به رویشان می گشایم؛ از یک در هدایای من به آنها می رسد، از در دیگر به من هرگونه که بخواهند و بدون هر مانعی نگاه می کنند و از یک در به آتش دوزخ و ظالمانی که عذاب می شوند می نگرند و از در دیگر نیز دختران نوجوان و حورالعین (زنان فراخ چشم) بر آنان وارد می شوند.