حدیث معراج

نویسنده : سید محمد رضا غیاثی کرمانی

مقدمه مؤلف

معراج، از حوادث بزرگی است که در دفتر زندگی پرافتخار پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله به ثبت رسیده است.
معراج از پیچیده ترین مسائلی است که مباحث علمی و فکری فراوانی را برانگیخته است.
قرآن کریم دوبار از معراج یاد کرده است:
1 - سبحان الذی أسری بعبده لیلاً من المسجد الحرام الی المسجد الأقصی الذی بارکنا حوله لنریه من آیاتنا.(1)
2 - لقد رآی من آیات ربه الکبری.(2)
و اما روایات در این مورد به حد تواتر رسیده است و صرف نظر از اختلافاتی که در جزئیات این سفر آسمانی دارند، موجب یقین در تحقق این امر عظیم می گردند. البته در روایات معراج جمله های پیچیده و اسرارآمیزی وجود دارد که کشف معنا و محتوای آن آسان نیست.
در بررسی جریان معراج به روایاتی برخورد می کنیم که مطالب دلنشینی را نقل می کنند که در آن شب ملکوتی از مصدر عزت - جل جلاله - خطاب به رسول اکرم صلی الله علیه و آله صادر شده است و عنوان مناجات در شب معراج را به خود گرفته است.
در آغاز این خطابها کلمه یا احمد وجود دارد که نام آسمانی آن حضرت است، در مقابل محمد، نام زمینی آن بزرگوار.
در این مناجات، معارف بلندی نهفته است که در آن اوج آسمانها بسان خود آسمانها در اوج است. و برای زمینیان از رهاوردهای عظیم این معراج مقدس محسوب می گردد.
این مناجات در کتاب بحارالانوار، جلد 77، صفحه 21 مورد است که چون علامه مجلسی رضوان الله علیه از ارشاد القلوب دیلمی، باب 54 نقل نموده به همان مدرک مراجعه و استنساخ گردیده است و اگر تفاوتی در جملات دیده می شود به همین دلیل است.
در پایان، علو درجات روح عرشی پیشوای راحل، حضرت امام خمینی و سلامتی رهبر عالیقدر انقلاب اسلامی را از خدای بزرگ خواستارم.
تابستان 1376
سید محمد رضا غیاثی کرمانی

1. برترین اعمال

روی عن أمیر المؤمنین علیه السلام أن النبی صلی الله علیه و آله سأل ربه سبحانه لیلة المعراج فقال یا رب! أی الأعمال أفضل؟
فقال الله تعالی لیس شی ء أفضل عندی من التوکل علی و الرضا بما قسمت.
از امیر مؤمنان علیه السلام روایت شده است که: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در شب معراج از پروردگارش پرسید: پروردگارا! برترین و شریفترین کارها کدام است؟
خداوند عزوجل در پاسخ فرمود: هیچ عملی نزد من بالاتر از توکل بر من(3)و راضی بودن به آنچه که من قسمت کرده ام، نیست.(4)

2. شایستگان محبت خداوند

یا محمد! وجبت محبتی للمتحابین فی و وجبت محبتی للمتواصلین فی و وجبت محبتی للمتوکلین علی و لیس لمحبتی علم و لا نهایة و کلما رفعت لهم علما وضعت لهم علما.
أولئک الذین نظروا الی المخلوقین بنظری الیهم و لم یرفعوا الحوائج الی الخلق. بطونهم خفیفة من أکل الحرام. نعیمهم فی الدنیا ذکری و محبتی و رضائی عنهم.
ای محمد! محبت من شامل کسانی است که به خاطر من محبت می کنند، و به خاطر من عطوفت و مهربانی می کنند، و به خاطر من با دیگران می پیوندند، و محبت من شامل کسانی است که بر من توکل می کنند. و برای محبت من نه نشانه مخصوصی است و نه پایان و نهایتی. هر گاه که یک نشانه را از سر راه محبوبان خویش بردارم نشانه دیگری را قرار خواهم داد.(5)
اینان کسانی هستند که به مردم به همان گونه که من نگاه می کنم، می نگرم و دست نیاز به سوی خلق دراز نمی کنند.(6)شکم آنها از مال حرام خالی است. خوشی و کامرانی آنها در دنیا ذکر و محبت و رضایت من از ایشان است.