احیای حیاء

نویسنده : محمدعلی هدایتی

پیشگفتار

بسم الله الرحمن الرحیم
در مسیر یادگیری و آموزش با واژه ها و اصطلاحات زیادی روبرو می شویم که معمولاً به فهم معنای اجمالی آنها بسنده شده است. و خود ما نیز بسبب مؤانست و ارتباط زیاد، از دقت و تأمل در معنای آنها غفلت می کنیم، با آنکه درک عمیق واژه ها در فهم بیشتر دانش مربوط به آن تأثیر فراوان دارد.
نگارنده بارها این غربت را در معنای واژه ها بویژه در مفاهیم اخلاقی مشاهده کرده است، بدون اینکه بر توضیح راهگشا و جامعی از آنها دسترسی پیدا کند.
اصطلاحات و عنوان هایی چون: تقوی، ورع، مروت، کرم و سخاوت، تواضع، خشوع، عفت، غیرت، قناعت، توکل، یقین و ده ها واژه دیگر، در صحبت ها و سخنرانی ها و لابلای نوشته ها تکرار می گردد، ولی معنای کامل و دقیق آنها کمتر تبیین می شود. گوینده یا نویسنده بصورت پیش فرض، روشنی و وضوح معنای آنها را از مخاطب خود انتظار داشته و مخاطب هم به همان خطورات ذهنی که ابتداء برایش حاصل می شود، قناعت می کند.
حیاء و شرم یکی از این اصطلاحات است که علاوه بر کاربرد زیاد در محاورات، جایگاه با اهمیتی در معارف اسلام و موقعیت مؤثری در سعادت انسانها بویژه در زندگی امروز و جوامع کنونی ما دارد. با این وجود، تاکنون تبیین دقیق و تشریح جامعی از آن توسط متخصصین و اهل تحقیق ارائه نشده است.
آنچه از نظر گرامی شما می گذرد، مجموعه ای است که در گرد آوری آن کوشش شده تا با ارائه معنای روشنی از حیاء، به کنکاش در مفهوم دقیق آن پرداخته شود و همچنین برخی از آثار و اسباب و علل و نیز نمونه هایی از آن بیان گردد؛ به امید آنکه قدری از کاستی و کمبود علمی و عملی آن جبران شود و با همت محققان و شایستگان این راه، چنین پژوهش هایی روز به روز گسترش یابد و افق های تازه تری در قلمرو معارف و مباحث دینی و اخلاقی پدیدار شود. انشاء الله
قبل از ورد، بیان چند نکهت را درباره این نوشته لازم می دانم:
الف) مخاطب این مجموعه همه کسانی هستند که تشنه یافتن معارف دین از سرچشمه زلال و ناب قرآن و عترتند. این نوشتار به برخی از پرسشها درباره معنا و مفهوم حیاء و نیز ضرورت و جایگاه مهم آن پاسخ می دهد. لکن سعی شده است از قلم فرسایی و تشریح زیاد خودداری شود و بیشتر شبیه یک موسوعه و مجموعه روایی ارائه گردد؛ گرچه بجاست که بسیاری از مطالب آن بنحو مستوفی و مشروح تبیین شود.
ب) پایه این پژوهش، آیات و روایات است، احادیثی که برای نگارش آن ملاحضه و گرد آوری شده، بیش از این مقدار است ولی بجهت اختصار، از میان آنها حدود 580 روایات انتخاب و در این مجموعه آورده شده است.
البته در موارد متعددی بخصوص در پاورقی ها تنها به مضمون روایات اشاره شده و به همین جهت از شماره گذاری آنها صرف نظر شده است.
ج) در انتخاب احادیث، سند آنها مورد توجه قرار نگرفته است، ولی غالباً بر منابع و مستندها قیم اعتماد شده و صحت بسیاری از آن احادیث از راه روایات فراوان و مشابه دیگر و رجوع به مذاق شرع مقدس و تأیید عقل سلیم قابل احراز است.
د) در بیان احادیث گاهی بجهت تناسب با موضوع این تألیف، به بخشی از روایات اکتفا شده است. این تقطیع معمولاً در متن عربی نمایان است ولی در ترجمه از نشانه گذاری آن صرف نظر شده است.
ه) از موسوعه ها و مجموعه های روایی بسیاری در این نوشته استفاده شده است - که اجر و پاداش نیکو برگرداورندگان آنها باد! - لکن در تمامی احادیث - جز در دو سه مورد - به مرجع و مستند اصلی مراجعه شد و حدیث از همان منبع نخست نقل شده است.
و) ذیل هر حدیث، مدرک و مأخذ آن آمده است و چون در جستجوی روایات کمتر از تسهیلات رایانه ای استفاده شده، و همچنین برای اختصار، غالباً به ذکر یک منبع بسنده شده است ولی گاهی با کلمه «نیز» مآخذ دیگری جهت مراجعه و تحقیق، در ادامه همان آدرس یا در پاورقی، آورده شده است که البته ممکن است در لفظ، با حدیث ذکر شده مختلف باشد.
ز) در ترجمه آیات و روایات دقت شده است با حفظ امانت و معنای مقصود، محاسن کلام بصورتی روان به زیان فارسی برگردانده شود.
ح) در ابتدای متن عربی احادیث نام مبارک معصومین(ع) بنحوی که برای فارسی زبانان واضح باشد، ذکر شده و دیگر در ترجمه تکرار نشده است.
در پایان، به کمی بضاعت علمی لازم در ارائه این اثر اعتراف و بر نقصان و کاستی آن اذعان دارم 7 لکن امیدوارم و مشتاقم که اهل نظر و بینش منت گذاشته، از روی بزرگواری، نگارنده را از ارشاد و راهنمایی خود بهره مند سازند و نقد و نظر و پیشنهاد خود را به نشانه ناشر برایم ارسال دارند.
قم مقدس - حوزه علمیه
محمد علی هدایتی
15 اردیبهشت 1381 - 12 صفر 1423
1 - قال رسول اللَّه (ص) لعبد الرحمن ین عوف: و لو کان الحیاء صورة لکان الحسن(ع)
مائة منقبة: ص 136
اگر حیاء شکل و قالبی داشت، همانا وجود حضرت امام حسین(ه) بود.

بخش اول : شناخت حیاء

در این بخش ابتدا ریشه لغوی حیاء در زبان عربی مورد بررسی قرار می گیرد؛ سپس در اصطلاح، تعریف جامعی را برای آن جستجو کرده و بعد به شرح بعضی از ویژگیهای حیاء می پردازیم:

فصل اول: لغت حیاء

در فارسی به آن شرم و آزرم گویند و نفی آن را با پیشوند بی بیان می کنند. و در عربی حیاء گفته می شود و مقابل آن وقاحت است.
حیاء در لغت، مصدر حیی است. این فارس می گوید: از ماده ح ی ی دو معنا گرفته شده است، یکی حیاة است که مقابل موت است و دیگری حیاء است که مخالف وقاحت است.(1)
برخی سعی نموده اند این دو معنا را بهم برگردانند. در این جا به بعضی از وجوهی که برای ربط بین این دو معنا گفته شده است و بعضاً برخلاف هم می باشد، اشاره می کنید:
الف) الحیاء مشتق من الحیاة؛ و من ذلک ایضا: الحیاء للمطر؛ لکنه مقصور. و علی حسب حیاة القلب یکون فیه قوه خلق الحیاء، و قله الحیاء من موت القلب و الروح. فکلما کان القلب احیا کان الحیاء اتم.(2)
ب) الحیاء - هنا- بالمد، و اما بالقصر فهو بمعنی المطر، و کلاهما ماخوذ من الحیاة، لان احدهما فیه حیاة الارض و الاخر فیه حیاة القلب.(3)
ج) اشتقاقه من الحیاة؛ یقال: حیی الرجل کما یقال: نسی وحشی و شظی الفرس اذا اعتلت هذه العضا. جعل الحیی لما یعتریه من النکسار و التغیر؛ منتکس القوه، منقص الحیاه کما قالوا:هلک فلان حیاء من کذا و مات حیاء(4)
د) اما الستحیاء، فمرجعه الی حفظ النفس عن الضعف النقص، و البعد عن العیب و الشین، و ما یسوه، و طلب السلامه و مطلق الحیاةص(5)
ه) اصل الاستحا من الحیاة. و استحیا الرجل من قوه الحیاه فیه، لشده علمه بمواقع العیب. فالحیا من قوه الحس و لطفه و قوه الحیاه.(6)
در زبان عربی حیا بر این وزن ها استعمال می شود: حیی حایا احیی استحیا. لکن بیشتر از باب استفعال است و به دو زبان هم وارد شده است: یکی به لغت تمیم، که با یک یا است: استحی الرجل و یستحی. و دیگری لغت حجاز که با دو یا است: استحیی الرجل و یستحیی. و در قرآن کریم هم به همین لغت دوم آمده است.(7)
و نیز در معنای فاعلی با این وزن بکار رفته است: حی مستحی مستح؛ رجل حیی و حئی و امراه حییه.
همانطور که با اشاره گذشت، لغت حیا در معنای مورد نظر، همیشه ممدود نوشته و خوانده می شود و قصر آن: حیا غلط است.(8) گر چه در فارسی گاهی به قصر نیز استعمال شده است.(9)